یادداشت های یک مشاور کسب و کار

یاد داشت های یک مشاور کسب و کار

یادداشت های یک مشاور کسب و کار سقوط کارافرینی با نوسان ارز
کارآفرینی با ترس و دلهره
سه دهه است که بعنوان یک مشاور کسب وکار در بازار پر تلاطم کسب و کار و مخصوصاً استارتاپها در حال فعالیت هستم اما مخصوصا قبل از عید پیش بینی رکود بی سابقه در بازار و مخصوصاً بخش کارآفرینی را پیش بینی نمودم چیزی که کاملاً ملموس بود.
قیمت ارز غیر قابل باور و غیر کنترل شده ضربات بسیار مهلکی به جامعه کسب و کار و مخصوصاً کارآفرینان داخلی وارد نمود که مدتها طول خواهد کشید تا این ضربات جبران شود. اما آیا این اتفاق ها فقط برای ایران و بازار کشور ما بوده و یا مصداق های از این تنش‌ها و استرس ها و ترس و اضطراب ها در سایر ممالک جهان وجود نداشته است و نحوه برخورد با این موارد چگونه بوده و ما چه درسهایی از این مطالب می توانیم کسب نماییم.

جواب کاملا مثبت است و شاید بهترین شاهد مثال هم شرکت IBM است که در زمانی که بازار امریکا تقریباً وضعیت مشابه و با رکود فراوان را تجربه می کرد و بر اساس ایده‌ی کارآفرین برجسته (Amdahl) تکنیک به ظاهر ساده‌ اما کاملاً هوشمندانه ای را به اجرا نهاد.

کارشناسان ای بی ام توانستند در محیط خاص خود با شیوع یک جنگ روانی تمام عیار عملکرد و صحت و عمر عملکرد رقبا را کاملاً مختل نموده و زیر سوال ببرند با این روش در کوتاه مدت اعتماد مردم به رقبا کمتر و کمتر شد و فروش ای بی ام بسیار بالا و بالاتر رفت.
این راهبرد شرکت IBM با نام “ترس، نااطمینانی و شک” (Fear, Uncertainty & Doubt) به اختصار تکنیک “تنش” (FUD) شناخته می‌شود. استراتژی که سرانجام سیل مشتریان را به سمت خرید از شرکت ای بی ام رهنمون می‌نمود.

اما پس از ای بی ام با یک الگو برداری ساده شرکت مایکروسافت نیز از همین استراتژی تخصصی سود برد تا همه مشتریان و بازار را نصیب خود کند و صد البته در این زمینه هم کاملاً موفق بود.

استراتژی “fud” با فلج کردن کوتاه مدت، ما را وادار به تصمیم های شاید غلطی در مواقع خاص نماید. اگر در سه بخش این تکنیک را بخواهم خلاصه کنم:
اول: با شک شروع شده
دوم: بی اطمینانی را چاشنی آن می کنند
سوم: یا چماق ترس، شما را کاملاً آچمز می کنند و وادار به تصمیماتی که آنها می خواهند انجام دهید سوق نمی دهند.
۳۰هزار میلیارد ارز خانگی ماه عسل این ترفند در بازار ارز ایران است.
آری تصمیم‌گیری صحیح با این روش فدای سه ترفند این استراتژی شده و با عجله مشتری به خرید ترغیب و تشویق می شود.

وضعيت موجود و کارافرینی
شاید بد نباشد در این قسمت مواردی مشابه را هم ذکر کنم و بعد برویم سراغ کارآفرینی و استارتاپها

مطالعاتی مانند پژوهش ناتو در مرکز استونی، نشان می‌دهد که استفاده از تکنیک «تنش» در سطح ملی در اوکراین و به طور خاص بخش شرقی استفاده شد.

اوکراینی‌ها در خصوص آینده‌ی کشورشان و خودشان دچار سه‌گانه‌ی ترس، نااطمینانی و تردید شده بودند. این سه‌گانه را گاه ترس، تنفر و ناامیدی نیز می‌نامند؛ و نتیجه‌ی «تنش» جدایی کریمه بود!

«تنش» ادامه‌ی همان فلسفه‌ی Thoreau است.

که می‌گوید: هیچ‌چیز ترسناک‌تر از ترس نیست

و ما اکنون می‌توانیم یک قید به آن اضافه کنیم:

هیچ‌چیز ترسناک‌تر از یک ترس عمومی نبوده و نیست.

لطفا در جامعه و در میان جمع خانواده فریاد نا امنی و بی اعتمادی نزنیم.

با گسترش ترس و نا امنی و ایجاد شک این بار ما خود را هدف قرار می دهیم.

تعطیلی بازار برای ابتدای سال و شروع آهسته یکی از وحدت رویه های ظرف ۴۰ سال گذشته است.

این رویه که برخی افراد با هزار نخوری و نپوشی کردن می خواهند چند روز عید با خرید چند مشت دلار از چند کشور همسایه یا آن طرف تر بازدیدی کنند هم شده یک سنت نامیمون، پس ‌فصل وضع بازار و عدم یک تفکر سیستمی و تحولات منطقه همه دست به دست هم می دهد تا نواسانات ارز را شاهد باشیم
در ثانی دامن زدن به وضع موجود و ترسهای مردم سخن پراکنی شایعات مختلف در امتداد شک و دو دلی در جامعه جز نابودی کسب و کارها چه سودی در برخواهد داشت.
لطفاً هیزم به آتشی که دشمنان افروخته اند نریرید.

یکی از مهمترین بخش این زمان همانا مديريت زمان است.

زمان طلایی که با جمله حالا ببینیم چطور میشه در حال از دست رفتن است.

تفکر و رفع موانع تولید و بهبود و توسعه کسب و کارهای ایرانی که بعنوان یک حلقه مفقوده از آن همیشه یاد نموده ام.

متأسفانه ما به آموزش به عنوان تشریفات نگاه می کنیم در حالیکه آموزش کلید فروش. رفع تعارض و افزایش و بهبود راندمان و بهره وری است.

یادمان باشد تمام شرکت‌ها و استارتاپهای برتر جهان سرلوحه و مرام خود را منطبق با آموزش قرار می دهند.

آموزش باید در راستای اهداف شرکت و اهداف بلند مدت همراه با استقرار سيستمي و ارزشیابی همراه شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *