هنر برخورد با افراد خودشیفته

هنر برخورد با افراد خودشیفته

سالها است با افراد مختلفی سرو کار دارم و یا آموزشهای مختلفی را دیده و یا آموزشها و مشاوره به افراد مختلفی داده ام سخت ترین قسمت همه این مسائل آنجا است که به این مدل از آدمها باید آموزش بدهیم و یا با این افراد قرار است همکاری داشته و حتی به آنها مشاوره داده یا آنها را از مسائلی برحذر کنیم.

اوج مشکل زمانی است که متوجه می شویم این افراد دارای ذهنی کاملاً کالیبره و محدودی هستند که به هیچ وجه یارای همکاری را ندارند.

پیرامون این افراد خودشیفته و سخت باید اینگونه بیان کرد که آنها خود را به خواب زده اند و معمولاً انسان خواب را می توان بیدار نمود اما کسی را که خود را به خواب زده است را هرگز نمی توان از خواب بیدار نمود. آری آنان هرگز متوجه جهان پیرامون خود نخواهند شد چرا که جهان پیرامون آنها بسیار کوچک و کوچکتر از آن است که حتی شما بتوانید آنرا تصور کنید و همین دنیای کوچکشان هم با برون و هستی اصلاً هیچ ارتباطی هم ندارد

این بیماری در جامعه ما هم بصورت گسترده ای در حال توسعه و شیوع است انواع آموزش مجازی و یا آموزشهای غیر علمی و غیر حرفه ای توسط بنیانگذار و پدر و … خرافه هایی است که این افراد خودشیفته روی خود و کارها و رفتار خود می گذارند و آنرا به خورد مردم هم می دهند. اما با افراد خود شیفته چگونه و چطور باید برخورد نمود.

قدم اول: لطفا افراد خودشیفته را بشناسید

شاید بد نباشد یک اعترافی بکنم من روزی که سلو شدم جشن ورود به دنیای هوانوردی و موفقیت در آزمون خلبانی بصورت عملی و دریافت گواهینامه خلبانی دچار یک نوع خودشیفتگی شدم که رگه هایی از آن هنوز در اعماق روحم وجود دارد اما کمی بعد و پس از اولین سانحه هوایی متوجه شدم این کار اصلاً شوخی بردار نیست.

به قول کاپیتان خلبان و استاد خوبم مدس سیندرگارد اولین اشتباه یک خلبان آخرین اشتباه او است آری آن روز متوجه شدم همه نسل بشر و یا بیشتر افراد دارای یک نوع بیمارگونه خودشیفتگی هستند اما فقط درجه آن متفاوت است. الزاماً هم نمی توان همه مردم را خود شیفته خواند مسئله بعد این است که خودشیفتگی هم مانند سایر امراض یک نوع بیماری است و سوم این بیماری به شدت مزمن است و افرادی که به این بیماری مبتلا هستند  به دیگران این بیماری را به سرعت و به شدت انتقال می دهند. حال که با خود شیفته و خود شیفتگان بیشتر آشنا شدید راه های روبرو شدن و مجاب کردن آنها را بهتر و بیشتر بشناسیم.

قدم دوم: پراکسیمیز یا حریمها

فرد خودشیفته از حس همدلی و اصول علمی و عملی و حتی انسانی ارتباط مؤثری کاملاً بی بهره است. شاید مهم‌ترین نکته این باشد که این افراد حد و مرزی برای خود متصور نبوده و اساساً نیستند آنها در هر مکان و فضای ورود نموده و آنرا حق مسلم خود می دانند.

شناخت و آموزش پراکسیمیز در افراد خود شیفته مبحث بسیار مهمی در علم ارتباطات غیر کلامی است که اساساً زیاد هم جدی گرفته نشده و به آن توجهی نمی شود.

درک و فهم محدوده ها و حریمها و راه های برون رفت از بن بست

قدم سوم: نوع نگاه افراد خود شیفته

برای آنکه بتوان با افراد خود شیفته روبرو شده و با آنها مذاکره نمود یا حتی کارکرد رعایت این مهم واجب است که بدانیم او هرگز نمی‌تواند از دریچه چشمهای دیگران به اتفاقات نگاه کند و احساسات آنها را درک کند. به عبارت دیگر این افراد پیوسته یک استراتژی دارند و آن این است که فقط و فقط برای کمک به خودشان قدم برداشته و برای موفقیت خود دیگران را نردبان و یا سکو نموده و حتی باید گفت زیر پای خود دیگران را له می کنند.

این دسته از افراد در مواقعی که طرف مقابلشان به موفقیت شغلی و یا خانوادگی دست پیدا می کند بجای همراهی و تائید و تبریک به تخریب و عوض کردن موضوع و یا بی اهمیت و کم اهمیت جلوه دادن موضوع رفته و حتی به نقل خاطره ای عجیب و غریب از موفقیتهای خود می پردازد. که الزاماً راست هم نیست.

فرد خودشیفته شناختی از اعمالش ندارد یا شناخت کمی دارد. این فرد، فارغ از اینکه چه می‌کند، پیوسته نیازمند تمجید دیگران و گرفتن تأیید بی‌چون‌ و چرای آنهاست و به‌ گمانش لایق بهترین برخوردهاست. او نیازمند دیده شدن است حتی دیده شدن در جای بد و یا حتی جایی که نباید دیده شود و …

نیازهای خودتان را مشخص کنید

لطفا تبر خود را تیز کنید و با خودروی قوی تر و نرمتر و پر سرعت تری حرکت کنید مسیر خود را اصلاح کنید و کاملاً حواس خود را جمع کنید این افراد را از خود دور کنید انرژی منفی این افراد برای موفقیت شما بسیار مضر است. یادتان باشد افراد خود شیفته شمشیر مرصع هستند که به کار جنگ نمی آیند اما برای سیاهی لشگر گزینه خوبی است.

ارتباط با فرد موردنظر نباید باعث آزار شما بشود، به‌ویژه اگر با او صمیمی هستید، مثل همسر یا پدر و مادر، زیرا به‌ناچار زمان زیادی را با آنها می‌گذرانید.

اگر از حمایت پیوسته‌ی آنها مثل تأمین نیازشان به توجه، تأیید و تمجید پیوسته، و صبر بی‌پایان دیگر خسته و ناتوان شدید، بهتر است درباره‌ی این رابطه تجدیدنظر کنید. اگر مرتکب سوءرفتار با شما می‌شوند، مثلا بازی‌تان می‌دهند، تحقیرتان می‌کنند و برای‌تان ارزشی قائل نیستند، بی‌درنگ رابطه را پایان دهید، چرا که برای روح و جسم شما مانند یک سم مهلک و خطرناک کشنده هستند.

محدودیت‌هایشان را بپذیرید

متاسفانه دوست قدیمی و بسیار صمیمی دارم و یا همسرعزیزی دارم و یا کارمند رئیس و یا مدیر توانمندی در زندگی همه ما هست که دارای رگه های کم و یا بسیار زیاد خود شیفتگی است. بیائید با خود صادق باشید اگر فرد مذکور به‌ راستی برایتان با اهمیت است، باید خودشیفتگی‌اش را هم بپذیرید. از او انتظار نداشته باشید توجه و حمایتی را نثار شما کند که در توانش نیست. با این کار دست‌کم سرخورده و ناامید نمی‌شوید، چیزی که به تخریب رابطه‌ نیز در نهایت و در دراز مدت منتهی خواهد شد.

قدم چهارم: ارزشهای خود را با روش‌های دیگر تقویت فرمائید

انسانها برای محک خود باید رجوع کنند به ارزشها و معیارهای درونی خویش و ارزش انسان از درون او نشأت می‌گیرد، اما انسانهای بسیاری هستند که برای تقویت ارزش وجودی‌ خود نیازمند تأیید‌ دیگران‌ هستند. برای دریافت چنین حمایتی لطفاً و حتماً یادمان باشد که هرگز سراغ خودشیفته‌ها نرویم، چراکه آنها طبل تو خالی هستند شعار آنها این است اول خودم مهم خودم  و هرچند به زبان می گویند برنده برنده، آنها خود را برنده دانسته و عالم را بازنده می خواهند.

برخورد با افراد خودشیفته در کوتاه‌مدت

۱٫ از بازی ذهنی اجتناب کنید

افراد خودشیفته معمولاً نوعی بازی ذهنی راه می‌اندازند تا شما را وادار کنند همیشه متزلزل باشید و درنتیجه به سازشان برقصید. بهترین راه برای مقابله با این وضعیت شناسایی این بازی و پایان‌دادن به آن است. در برخورد با فرد خودشیفته باید غرورتان را کمی پس برانید.

وارد بازی «سرزنش‌کردن» نشوید. فرد خودشیفته باور دارد هرگز اشتباه نمی‌کند. بنابراین وقتی اوضاع خراب می‌شود، به کسی برای سرزنش‌کردن نیاز دارد. سرانجام روزی نوبت به شما می‌رسد. به‌جای بحث‌کردن و اثبات اینکه مقصر خود اوست، حد‌ و مرز تعیین کنید. باید حواس‌تان به کارهای آنها باشد و مثلاً در موقعیت مناسب، بدون اینکه متهم‌شان کنید، بگویید: «ببین رضا، این سرشماریِ انباره که نشون می‌ده فعلاً شِکر لازم نداریم.»

خودشیفته‌ها معمولاً دروغ‌گوهای ماهری هستند. اگر آنچه به‌یاد می‌آورید، خیلی با گفته‌های آنها متفاوت است، به‌ویژه اگر آنها را در موقعیت نامناسبی قرار می‌دهد، به خودتان شک نکنید. البته از بحث‌کردن هم اجتناب کنید، مگر اینکه مدرکی قطعی داشته باشید که نشان می‌دهد حق با شماست. حتی در این‌ حالت هم فردِ خودشیفته اوضاع را طوری رفع‌ و رجوع می‌کند که گویی هیچ تقصیری متوجه او نبوده است.

مهم‌ترین نکته این است که رویکردی غیر پاسخ‌گو در قبال آنها داشته باشید. اگر در زندگی‌تان با فردی خودشیفته سروکار دارید، بنابراین مزه‌ی دلخوری، دروغ و تحقیر را خواهید چشید. واکنشی به آنها نشان ندهید، مثل بازی توپ‌اندازی که شما نه توپی می‌گیرید و نه توپی پرتاب می‌کنید. بگذارید توپ‌ها (توهین‌ها، بازی ذهنی و…) از کنارتان بگذرند.

۲٫ هرگز از فرد خودشیفته انتظار محبت و خوشرویی نداشته باشید

به یاد داشته باشید فرد یا افراد خود شیفته  به خاطر غرور زیاد و خود بزرگ‌بینی‌ افراد مقابل خود را در هر مقام و منصبی که باشند پایین‌تر از خود دانسته و نکته بسیار بسیار مهم تر اینکه فرد خود شیفته شاید بصورت کوتاه مدت را بتوان جذب و یا خشنود نمود اما در دراز مدت این مهم هرگز محقق نخواهد شد. آنها جبهه مقابل خود را همیشه کوچک نموده و همیشه دنبال بهانه جویی عیب جویی و اشکال تراشی هستند و این شاکله وجودی خودشیفتگان است فقط بدانید که با این افراد بحث نکنید چراکه بحث کردن با آنان فایده ای ندارد باید از آنان دور شد.

۳٫ شنونده‌ی خوبی باشید

بهترین راه برای کنارآمدن با فرد خودشیفته گوش‌دادن به اوست. فرد خودشیفته خواهان توجه شماست و اگر گوش‌تان را از او دریغ کنید، بدخلق و حتی خشمگین می‌شود. البته هرچیزی حدی دارد. اگر هنگامی‌که برای‌تان ممکن نیست، انتظار دریافت توجه‌تان را دارد، از او بگذرید و خودتان را اذیت نکنید. به‌هرحال اگر به‌دنبال دوستی یا ارتباط با فردی خودشیفته هستید، باید برای گوش‌سپردن‌های طولانی به او آماده باشید.

اگر در میان کلام، ذهن‌تان جای دیگری رفت، از او سرنخ بگیرید، مثلاً بگویید «داشتم به حرفت درمورد تصادف فکر می‌کردم. برای همین متوجه بقیه‌ی حرفت نشدم. می‌شه دوباره بگی؟»

۴٫ تا جایی که می‌توانید، در تعریف‌ و‌ تمجیدتان روراست باشید

احتمالاً ویژگی‌هایی در فرد خودشیفته وجود دارند که برایتان تحسین‌ برانگیزند؛ سراغ تمجید همین ویژگی‌ها بروید. به‌این‌ترتیب، هم حرف‌تان صادقانه به‌نظر می‌رسد و باعث می‌شود توجه فرد خودشیفته را جلب کنید و هم دلیل ارتباط با این فرد برایتان یادآوری می‌شود.

مثلا اگر فرد خودشیفته خوب می‌نویسد، با گفتن «من روش بیانت رو دوست دارم؛ وقتی ایده‌هات رو روشن بیان می‌کنی، خیلی خوشم میاد!» روراستی در کلام‌تان مشخص خواهد بود. بنابراین فرد خودشیفته کمتر میل به ناسازگاری خواهد داشت.

اگر می‌خواهید نورچشمی‌شان بشوید، می‌توانید چنین جمله‌ای بگویید: «تو خیلی بهتر از من می‌نویسی. من هیچ‌وقت نمی‌تونم افکارم رو به‌اندازه‌ی تو روشن و واضح توصیف کنم.» با این کار آنها را نسبت‌به خودتان و احتمالاً دیگران در موقعیت بالاتری قرار می‌دهید. البته در این کار آن‌قدرها هم زیاده‌روی نکنید، چون ممکن است باورتان شود که آنها در هر کاری از شما بهترند.

بیشتر، از ویژگی‌هایی تعریف کنید که خودشان به آنها افتخار می‌کنند. خودشیفته‌ها بیشتر از افراد عادی به تأیید و تمجید دیگران نیاز دارند. آنها از تعریف دیگران لذت می‌برند و ارتباط‌شان را از این طریق محکم‌تر می‌کنند. البته حتی در این حالت هم، به‌دنبال راهی برای در‌کنترل‌ گرفتن شما هستند، زیرا در اعماق وجودشان احساس ناامنی می‌کنند. آنها این کار را خیلی ظریف و حرفه‌ای انجام می‌دهند. پس هشیار باشید.

۵٫ لبخند بزنید و سر تکان دهید

اگر نمی‌توانید از فرد خودشیفته دوری کنید و درعین‌حال نمی‌توانید به‌اندازه‌ۀ لازم از آنها تعریف‌ و تمجید کنید، بهترین گزینه سکوت است. البته سکوت موجب نمی‌شود ارزش‌تان در چشم فرد خودشیفته بیشتر شود، اما دست‌کم حسی از تأیید را منتقل می‌کند.

با لبخندزدن و تکان‌دادن سر، اندکی توجه به آنها نشان می‌دهید، بدون اینکه خودتان را بیشتر درگیر کنید. این راهکار به‌ویژه درمورد افرادی که جزو نزدیکان‌تان نیستند، بهتر عمل می‌کند، مانند همکار یا دوستی که چندان با هم صمیمی نیستید.

۶٫ فرد خودشیفته را قانع کنید که خواسته‌ی شما به نفع اوست

اولین و برترین راه برای تشویق خودشیفته ها این است که کارهایی که دارد انجام می دهد برای خودش منفعت دارد و برای دیگران هم منفعت دارد و مخصوصاً یک کار بزرگی است.

مثلاً برای اینکه دوست خودشیفته‌تان را که خیلی به کلاس و جایگاه اجتماعی اهمیت می‌دهد، به امتحان‌کردن رستوران جدیدی تشویق کنید، می‌توانید بگویید: «شنیدم خیلی از آدم‌معروف‌ها می‌رن اونجا.»

اگر می‌خواهید دوست خودشیفته‌ای را که به هوشش می‌نازد، به بازدید از نمایشگاهی ترغیب کنید، چنین جملاتی کمک می‌کند: «شنیدم برای آدم‌های تیز و باهوش خیلی چالش‌برانگیزه.»

۷٫ با احترام انتقاد سازنده کنید

لطفاً یادتان باشد یکی از نقطه ضعفهای خودشیفته‌ها این است که آنها هرگز انتقاد تند و صریح و اصولی را قبول نمی کنند آنها پیوسته دیگران را پس از نقد متهم به بیسواد بودن و یا برچسب حسود خوردن و بی ارزش نامیدن شما خواهد شد البته اگر مجبور به نقد شدید باید بصورتی رفتار کنید که گویی مطالب او برایتان اهمیتی ندارد و دوم برای اینکه داستان را ختم به خیر کنید فردخودشیفته را بسیار دستِ‌بالا خطاب کنید.

اما سرفلهایی برای رویارویی همه جانبه و بهتر با خود شیفته ها

۱٫ جناح بندی های خود را از ابتدا روشن کنید

۲٫ شنونده‌ای فعال و حرفه ای باشید

۳٫ لطفا با توجه به تفکر سیستمی منطقی باشید

۴٫ احساسات خود را کاملا بشناسید

۵٫ مرزبندی های استراتژیک ترسیم کنید

۶٫ شادی خود را بخاطر خود شیفته ها قربانی نکنید

۷٫ متمرکز شوید روی حل مسئله

۸٫ همیشه اماده معذرت خواهی باشید

۹٫ هیچکس بیشتر از شما خودتان را دوست ندارد

۱۰٫ اولین شعار برای هر انسان این است شجاع باشید

۱۱٫ به تغذیه و خواب و سلامتیتان اهمیت دهید

۱۲٫ کمک خواستن یادتان نرود…

مازیارمیر مشاور و تحلیلگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *