هنر برخورد با افراد بسیار سخت

هنر برخورد با افراد بسیار سخت

معمولاً اداره موقعيتهاي دشوار، بخشي از زندگي روزانه ماست. همه ما هر روز با افراد دشوار سر و کار داريم و اين افراد را مي شناسيم. شايد هيچ چيز به اندازه برخورد با اين افراد، خسته کننده و ملال آور نباشد. اين افراد انرژي ما را تحليل مي برند، احساساتمان را تحريک مي کنند، حوصله همه را سر مي برند و ما را در حالتي نامطلوب قرار مي‌دهند. اين رفتارها در محل کار به راحتي مي توانند يک محيط شاد را نابود کنند، کارايي را کاهش دهند و روحيه افراد را پايين آورند. هر يک از ما نيز به نوعي در درون خود شخصيت دشواري را پنهان کرده ايم. گاهي اوقات کافي است در آيينه نگاه کنيم تا آن را بهتر ببينيم. برخي از ما مي‌توانيم اين شخصيت را بخوبي مخفي کنيم اما گاهي در موقعيتهاي رقابتي و شرايط حاد ( مثل رانندگي در ترافيک، انجام يک بازي رقابتي و …) آن را نشان مي‌دهيم.

متأسفانه جامعه به ما ياد داده است که بهترين روش رفتار با افراد مسئله سازي که ما را آزار مي دهند، ناديده گرفتن آنهاست. به همين علت از کودکي آموخته ايم با چنين افرادي معاشرت نکنيم. اما ناديده گرفتن اين موقعيتها به ضرر ماست چرا که نحوه برخورد ما با شخصيت دشوار دروني و ديگر افراد بد قلق هنري است که هر فردي از آن اطلاعي ندارد. برخورد مناسب با اين افراد باعث مي شود از فشارهاي عصبي ناشي از رفتارهاي ناشايست ديگران بکاهيم و کار خود را مؤثرتر و سودمندتر انجام دهيم.

افراد دشوار( افراد بدقلق يا افراد مسئله ساز) در هر شکل و لباسي ظاهر مي شوند، ولي خصوصيات مشترک همه آنها اين است که رفتار و برخورد آنها هميشه براي يک نفر ايجاد مشکل مي کند. هنگام برخورد با افراد دشوار بايد علائمي را که از خود بروز مي دهند بشناسيم و ماهيت آن را تشخيص دهيم. به اين ترتيب مي توانيم اثر نامطلوب رفتار آنها را به کمترين حد برسانيم. اين يک واقعيت مسلم است که هنگامي مي توانيم در ديگران نفوذ کنيم که آنها را همانطور که هستند ببينيم نه آنگونه که آنها مي خواهند يا خودمان ميل داريم.

ما بايد حضور افراد دشوار را در زندگي‌مان بپذيريم. الهام گرفتن از تعاليم ديني و آموزه هاي مذهبي در اين مورد به ما کمک مي کند. تمامي انبيا الهي و افراد صالح در جريان انجام رسالت خود همواره با چنين افرادي برخورد داشته اند. رفتار دوستانه و به دور از خشونت آنها، الگوي مناسبي براي برخورد ما با افراد دشوار است. يادگيري کنترل احساسات و واکنشهاي شخصي نيز هنگام برخورد با افراد دشوار اهميت بسياري دارد. بايد از خود بپرسيم چرا اين افراد براي ما مسئله ساز هستند و سعي کنيم نگرش منفي نسبت به اين اشخاص را در خود از بين ببريم، زيرا گاهي اوقات علت رفتارهاي دشوار ديگران، رفتارهاي غير اصولي خود ماست. وقتي با يک فرد دشوار برخورد مي کنيم بايد به اين موضوع توجه کنيم که چه چيز باعث مي شود يک نفر چنين گفتار و رفتاري داشته باشد، در اين صورت در موقعيتي قرار مي گيريم که نه تنها مي توانيم شرايط دشوار را کنترل کنيم، بلکه طرف مقابل را نيز ياري مي دهيم مشکل خود را حل کند.

انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها

شما هميشه نمي توانيد از افراد مسئله ساز دوري کنيد. شناسايي انواع رفتارهاي مسئله ساز به شما کمک مي کند تا به نحو مطلوب موقعيتهاي دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنيد. طبقه بنديهاي مختلفي از انواع رفتارهاي دشوار در مقالات و نوشته هاي گوناگون انجام شده است. در اين مقاله سعي شده است تا با بهره گيري از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار و بد قلق و روش برخورد با آنها مورد بررسي قرار گيرد. به طور کلي مي توان انواع اصلي افراد دشوار را به صورت زير طبقه بندي کرد:

۱- زورگو و متخاصم

اين شخصيت عصباني و متخاصم است و عصبانيت خود را با اعمال زور نشان مي دهد. خصومت، کينه توزي، استفاده از کلمات نيشدار، امتناع از کارهاي گروهي وخودپسندي و تکبر از جمله ويژگيهاي اين افراد است. آنها دلشان مي خواهد هميشه غالب و مسلط باشند و سعي مي کنند با توسل به هر شيوه و روشي به خواسته هاي خود برسند.

راه حل: درمقابل آنها بايستيد، اما سعي نکنيد با آنها بجنگيد. هرگز رفتار آنها را تحمل نکنيد بلکه در مقابل آنها قاطع، محکم، جسور و با اعتماد به نفس باشيد.

۲- هميشه شاکي

از نظر اين افراد تنها چيزي که زندگي به آنها عطا کرده، بدشانسي است. آنها به جاي پيدا کردن راه حل براي مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکايت کنند و بهانه بگيرند. نگرشهاي اين افراد مسموم و متأسفانه بيماري آنها واگير است. اين افراد بندرت سعي مي کنند شرايط ناخواسته را تغيير دهند، در عوض دائم دقيقاً مثل بچه اي که به او اجازه کاري داده نمي شود رفتار مي کنند. اجازه ندادن باعث منفي بافي او مي شود. جمله معروف آنها اين است: « هيچ کس مرا دوست ندارد».

راه حل: به اين افراد نشان دهيد که مسائل آنها را مي بينيد و مي شنويد، زيرا آنها به محيط حمايتي و تشويق احتياج دارند. همچنين بايد سطح فشار و استرس را براي اين افراد پايين آورد. علاوه بر اين به آنها اجازه شکايت کردن ندهيد، مگر زماني که راه حلي براي مشکل پيش آمده داشته باشند.

۳- وسواسي و کمال گرا

اين افراد دلشان مي خواهد کارها به بهترين نحو ممکن انجام گيرد. چنين افرادي درعين حال که ممکن است خسته‌کننده و ملال آور به نظر رسند، اما داراي مهارتهاي تجزيه و تحليلي اند که مستلزم توجه زياد به جزئيات است. استانداردهاي عملکرد اين افراد در سطح بسيار بالايي قرار دارد. در برخي مواقع کار خوبي که توسط ديگران مورد تمجيد واقع مي شود از نظر اين افراد قابل قبول نيست. جمله معروف آنها اين است: « اين کار مي توانست بهتر انجام شود».

راه حل: در صورتي که در برخورد با اين افراد، واقعيتها و منطق را ارائه دهيد، مي توانيد بهترين بهره را از آنها ببريد. در عين حال حرفهاي اين افراد را درباره بهتر انجام شدن کارها جدي نگيريد. آنها معمولاً نقاط ضعف خودشان را بيان مي کنند نه نقاط ضعف شما را. سعي کنيد با اين افراد به گونه اي کار کنيد تا بتوانند انتظارات واقعي براي خود و ديگران داشته باشند و مطابق انتظارات واقعي عمل کنند.

۴- افراد يخي

اين افراد براي تغيير آمادگي ندارند وهر تغييري – هر چند کوچک – مي تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازي براي رفتار منفي در آنها باشد. جمله معروف آنها اين است:« راه قديمي بهتر است».

راه حل: در مقابل اين افراد صبور باشيد، زيرا ممکن است در مسير انجام تغييرات مانع تراشي کنند. اين افراد را در تغيير درگير کنيد يا از تغييرات تدريجي براي ايجاد فرصت مناسب براي آنها استفاده كنيد.

۵- افراد بسته

راههاي برقراري ارتباط با اين افراد مسدود است. اين افراد بسيار تودار و ديرجوش هستند و تنهايي و خلوت را به بودن در ميان جمع ترجيح مي دهند. آنها هرگز درباره تفکرات و احساسات خود صحبت نمي کنند و به همين دليل ارتباطات محدودي دارند. « حوصله ندارم» يا « فعلا وقت ندارم» از جملاتي است که آنها براي فرار از جمع از آن استفاده مي کنند.

راه حل: براي برقراري ارتباط با اين افراد بايد حوصله کنيد. ممکن است مدتي طول بکشد تا اين گونه افراد احساس راحتي بکنند و با شما راحت تر و بهتر برخورد کنند. هنگام صحبت با اين افراد از سوالات باز استفاده کنيد و آنها را به شرکت در بحثها تشويق کنيد.

۶- کم حرف و منفعل

اين افراد زياد سخن نمي گويند. حتي اگر اصرار کنيد، فرياد بکشيد يا از آنها خواهش کنيد، جوابي بيشتر از آري يا خير نخواهيد شنيد. اين افراد حتي زماني که بايد از حقوق خود دفاع کنند، ساکت مي‌مانند. در نتيجه غالباً مورد ظلم قرار مي گيرند. فرد منفعل هميشه احساس ناامني مي کند واعتماد به نفس بسيار پاييني دارد. آنها غالباً از شرکت در تصميم گيريها امتناع مي كنند و يا نظري ارائه نمي دهند.

راه حل: اين افراد شديداً به اعتماد به نفس و حمايت احتياج دارند و بايد بطور مستقيم از آنها انجام اموري را که مي توانند انجام دهند خواسته شود. تشويق نيز در ايجاد اعتماد به نفس آنها بسيار موثر است.

۷- افرادي كه مي گويند: «کار من نيست»

اين افراد دائم از زير بار قبول مسئوليتهاي بيشتر شانه خالي کرده و منفي بودن خود را با رد کردن انجام کارهايي که بايد برعهده بگيرند، ظاهر مي کنند.

معمولاً دوستان و همکاران اين افراد بايد کارهاي مربوط به آنها را انجام دهند و اين در حالي است که اين افراد انجام آن کارها را جزء وظايف آنها مي دانند نه وظايف خودشان_ جمله معروف آنها اين است: «‌اين کار جز وظايف و شرح شغلي که من بايد انجام دهم نيست».

راه حل: سعي کنيد شرح شغل اين افراد را واضح و روشن در اختيار آنها قرار دهيد، تا جايي براي توجيهات آنها باقي نماند. بازرسي و کنترل غير محسوس نيز در برخي مواقع مي تواند کارساز باشد.

۸- شايعه پراکن ها

اين افراد از شايعه به عنوان سلاح قوي جهت کنترل روي ديگران و محيط استفاده مي کنند. آنها با پخش شايعه و درگير کردن ديگران در مسائل مربوط به آن لذت مي برند و احساس مهم بودن مي کنند. جمله معروف آنها اين است: « اجازه بده من بگويم چه اتفاقي دارد مي افتد».

راه حل: بهترين راه جلوگيري از شايعه سازي در سازمان، دادن اطلاعات و حقايق لازم و کافي به افراد است. وقتي افراد سازمان از کليه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهي داشته باشند، به شايعه و افراد شايعه پراکن توجهي نمي کنند. در نتيجه انگيزه اي براي اين افراد به منظور ايجاد شايعه و پخش آن باقي نمي ماند.

۹- افراد منفي گرا

اين افراد نگرش بدي نسبت به دنيا دارند. آنها فکر مي کنند که دنيا بر سرشان خراب شده است. آنها از شيوه انجام امور ناراضي هستنــد و مهم نيست شماچقدر تلاش کنيد تا کاري برايشان انجام دهيد. در واقع اين افراد هميشه نيمه خالي ليوان را مي‌بينند و براي انجـــام يک کار بيشتر بر عواقب منفي آن تأکيد دارند تا نتايج مثبت. اين افراد اعضاي خوبي براي کارهاي گــــروهي نيستند. جمله معروف آنها اين است: « من مي دانـم اين کار شدني نيست».

راه حل: تغيير نگرش افراد منفي گرا کار آساني نيست. اما شما بايد آنها را مجبور به تطبيق با عادتهاي مثبت کنيد تا از عادتهاي منفي دور شوند. ايجاد تفکرات مثبت و نشان دادن نتايج خوب کارهايي که او اميدي به انجام آنها نداشته است، مي تواند به اين اشخاص کمک کند.

۱۰- افراد غير متعهد

اين افراد آنقدر براي انجام کاري بهانه مي آورند تا شخص ديگري آن را انجام دهد و يا آنقدر در انجام تصميمي تعلل مي کنند که ارزش آن از بين مي رود. آنها کار خود را بطور جدي انجام نمي دهند، زيرا کار براي آنها اولويت ندارد. انجام امور شخصي و پرداختن به مسائل غير کاري براي آنها مهمتر از انجام کارهاي سازماني است. جمله معروف آنها اين است: « او مي تواند منتظر شود».

راه حل: دليل اصلي تأخير و تعلل آنها را سوال کنيد. اين افراد معمولاً احتياج به اهداف و استانداردهاي واضح و انتظارات رسمي دارند و اينها بايد به او ابلاغ شود. همچنين آنها به يک سيستم نظارتي بسته نيازمندند تا نتوانند براحتي از زير کار شانه خالي کنند.

۱۱- افراد هميشه منتقد

اين افراد هميشه با کلمات نيشدار و انتقادات بي‌مورد خود، ديگران را آزار مي‌دهند. آنها درباره هر ايده اي، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ايده، خوب باشد يا بد_ هدف اين افراد مخالفت با تمام چيزهايي است که گفته مي‌شود. آنها هر جا مي روند مشکلات را پيدا مي کنند. جمله معروف اين افراد اين است:«ايده بدي است».

راه حل: در مذاکره و گفتگو با افراد انتقاد کننده بر اطلاعات تمرکز کنيد. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال کنيد و هميشه آنها را براي اطلاعات بيشتر تحت فشار قرار دهيد. هرگز رفتارهاي نامناسب چنين افرادي را تأييد نکنيد.

۱۲- افراد خودخواه

افراد خودخواه، هميشه مي خواهند راه خود را ادامه دهند و فکر مي کنند همه چيز را مي دانند. در واقع اين افراد مي خواهند نداشتن امنيت خود را به گونه اي پنهان کنند.

راه حل: با اين افراد تنها بر اساس حقايق و واقعيتها رفتار کنيد. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نياز را بدست آوريد و خود را براي پاسخ به سوالات آنها آماده کنيد. به ياد داشته باشيد برخورد تهاجم آميز يا تسليم در برابر آنها کارساز نخواهد بود.

۱۳- افراد فداکار( قرباني)

اين افراد قلب خونين سازمان هستند. آنها زود سرکار مي آيند و دير مي روند و يار و پشتيبان همکاران و دوستانشان هستند. ازآنها هرکاري که بخواهيد انجام مي‌دهند، زيرا اين افراد معمولاً به دليل مسائل شخصي ترجيح مي دهند بيشتر اوقات زندگي خود را در محيط سازمان بگذرانند. در صورتي که از خدمات آنها قدرداني نکنيد، منفي گري آنها آغاز مي شود. جمله معروف افراد فداکار اين است: « من زندگي ام را وقف اين شرکت کردم، ولي براي هيچ کس مهم نيست».

راه حل: به حرفهاي اين افراد گوش دهيد و به آنها نشان دهيد که وجودشان تا چه اندازه براي سازمان اهميت دارد. از تلاشها و همکاري آنها صميمانه قدرداني کنيد و اين کار را در حضور ديگر کارکنان انجام دهيد.

۱۴- افراد خود سرزنش کن

اين افراد همواره كمبودهايي را در عملکرد کاري و رفتاري خود مي يابند و دائم خود را ملامت مي کنند. آنها از هيچ يک از جنبه هاي زندگي شخصي و کاري خود راضي نيستند. جمله معروف آنها: « من توبيخ خواهم شد. من مي توانستم اين کار را بهتر انجام دهم».

راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و از کارهاي مثبت و خوب آنها قدرداني کنيد. به آنها نشان دهيد آن‌طور که خودشان فکر مي کنند بي دست و پا و کار خراب کن نيستند.

۱۵- افراد پرحرف

اين افراد به قدري حرف مي زنند که اجازه صحـبت به افراد ديگر نمي دهند. جالب اينجاست کـه بيشتر حرفهاي آنها اصلاً ربطي به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفيد است.

راه حل: برخورد با اين افراد اين است که به آنها تنها چند دقيقه فرصت صحبت کردن داده شود. در صورتي که باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هيچ وجه رفتار آنها را تحمل نکنيد. به آنها بگوييد، بايد برويد و فرصتي براي گوش دادن به حرفهاي آنها نداريد.

۱۶- افراد نامنظم

اين افراد در انجام وظايف و شركت در جلسات، نظم و ترتيب را رعايت نمي كنند و نوعي آشفتگي در رفتار و کردار آنها ديده مي شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود مي‌گردند و هميشه در جلسات تأخير دارند.

راه حل: براي برخورد با اين افراد نظم و انضباط را عامل مهمي در ارزيابي عملکردشان اعلام کنيد و آنها را به مرتب بودن تشويق کنيد.

۱۷- افراد بي مسئوليت

اين افراد تحمل قبول مسئوليت يا توبيخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زير بار مسائل شانه خالي مي كنند و انگشت اتهام خود را هميشه به سمت ديگران نشانه مي روند. جمله معروف آنها اين است: « من اين کار را نکردم، فلاني آن کار را انجام داد».

راه حل: با آنها قاطع برخورد کنيد و بطور مستقيم اشتباهشان را با دليل برايشان توضيح دهيد تا نتوانند اشتباه را به ديگري منتقل کنند.

۱۸- افراد پوست تخم مرغي

اين افراد بسيار حساس هستند و بي‌اهميت ترين مسائل آنها را ناراحت مي‌کند. روحيه حساس آنها باعث مي شود ديگران در برخورد با آنها بسيار محتاط باشند و از برقراري ارتباط با آنها احساس راحتي نکنند.

راه حل: بازخورد، به اين افراد بايد سريع و مستقيم نباشد، بلکه به آرامي و با توجه به شخصيت آنها باشد. در برقراري ارتباط با آنها شخصيت حساسشان را در نظر بگيريد.

۱۹- افراد ريزنگر

اين افراد همواره مي گويند: « من احتياج به چک کردن مجدد کار دارم، شايد چيزي از زير دستم رد شده باشد.» آنها به جزئيی ترين و ريزترين موارد يک مسئله توجه مي کنند و گاهي به خاطر يک مسئله کوچک اوقات ديگران را تلخ مي كنند.

راه حل: آنها را عادت دهيد در کنار توجه به جزئيات به مسائل کلي و اصلي توجه کنند. آنها بايد ياد بگيرند کليات و جزئيات را با هم در نظر بگيرند و به دليل مسائل جزئي کل پروژه را به تأخير و خطر نياندازند.

۲۰- افراد خيلي خوب

اين افراد به نظر مي رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه کاري را که آنها از شما خواسته اند انجام ندهيد، مسئله ساز مي شوند.

راه حل: اين افراد به تأييد بسيار نياز دارند. به آنها نشان دهيد، دوستشان داريد و برايشان ارزش قائليد.

نکاتي در برخورد با افراد دشوار

همه افراد در برخي شرايط غير قابل پيش بيني و تحريک پذير مي شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زير را همواره به خاطر داشته باشيد:

تفاوتهاي افراد را بيشتر و بيشتر بشناسيد. تفاوتها همواره منجر به اصطکاک مي شود. اگر تفاوت ميان انسانها را يک موهبت- نه يک مسئله- بدانيد، مي توانيد به خوبي موقعيتهاي دشوار را اداره کنيد.

مطمئن باشيد که همه افراد سازش و هماهنگي را دوست دارند. اين انديشه که ديگران به دنبال تحقير و صدمه زدن به ما هستند، درست نيست. مطمئن باشيد همه توافق و يکدلي را دوست دارند. با اعتقاد به اين مسئله شما فرصت پيدا مي کنيد، درهاي گفتگو را براي رسيدن به توافقات دو جانبه باز کنيد.

باور کنيد که مي توانيد در کنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطکاک کار کنيد. شما ممکن است که با افراد دشوار دوست و صميمي نباشيد، اما مي توانيد با آنها رفتار مسالمت آميز داشته باشيد. سعي کنيد به خواسته هاي هم احترام بگذاريد.

در تله افراد دشوار گرفتار نشويد. وقتي ديگران به گونه اي رفتار مي کنند که شما عصباني و خشمگين مي شويد، در واقع شما را در تله خود گرفتار کرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههاي افراد گرفتار مي شويم. نبايد اجازه دهيم رفتارهاي افراد مسئله ساز، ما را در کنترل رفتارمان دچار مشکل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.

گوش کنيد؛ گوش کنيد؛ گوش کنيد_ وقتي ديگران بدانند شما حرفهاي آنها را مي شنويد و به مسائلشان اهميت مي دهيد، کمتر رفتارهاي دشوار را از خود بروز مي‌دهند.

براي ايجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنيد (نام هر فرد گرمترين آهنگي است که او مي شنود و دوست دارد بشنود).

افراد را سرزنش نکنيد. سرزنش افراد، آنها را براي بروز رفتارهاي مسئله ساز مستعد مي سازد.

مراقب بلندي و لحن صدا و زبان بدن خود باشيد. استفاده از زبان بدن به شما کمک مي کند ارتباط بهتري را با ديگران برقرار سازيد. با برقراري ارتباطات عميق و اصولي، فرصت کمتري براي نشان دادن تعارضات و رفتارهاي دشوار ايجاد مي‌شود.

از به کار بردن کلمات زير پرهيز کنيد: بايد، ولي، من مي خواهم…، متاسفم، نمي‌تواني و……

اگر طالب صداقت هستيد با ديگران نيز صادقانه برخورد کنيد و به تعهدات خود عمل کنيد.

استفاده از کلمات جادويي را بياموزيد. در دامنه لغات ما، کلمات زيادي وجود دارند که اثرات فوق العاده اي بر جاي مي گذارند. اين کلمات را بيابيد و از آنها استفاده کنيد.

فنون مذاکره را ياد بگيريد چرا که موفقيت در زندگي امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاکره در اين راه به شما کمک مي‌کند.

فکر می کنم یکی از مهمترین چالشهای این روزهای هر انسانی هنر برخورد درست با افراد ناراضی است. رویکرد مواجه با افراد سخت متمرکز بر اصول تفکر سیستمی باید باشد.

اصل مهم دیگر ذهنیت سازی و بحرانسازی برای مقابله با افراد سخت است.

اصل مهم دیگر برای روبرو شدن با افراد سخت تمرکز است تمرکز بر منافع بجای مواضع.

اصل مهم دیگر برای برخورد با افراد سخت این است که باور داشته باشیم دانش یا درک برابر نیست.

اصل مهم دیگر برای رویاروی با افراد سخت شناخت اصول ارتباطات کلامی و غیر کلامی و ترسیم حریم

است آدم‌های موفق بیشتر عملگرا هستند و به جای تمرکز روی مشکلات، روی راه‌حل‌ها کار می‌کنند اما بهتر از هر نکته ای بهتر دیدم این موضوع را از زبان سم هورن نویسنده ی کتاب “تانگ فو، روش برخورد با افراد دشوار” و مخصوصا  از همین کتاب برایتان نقل کنم:

چندی پیش که به مطب یک دکتر مراجعه کردم روش درست برخورد با افراد ناراضی را به طور عملی دیدم. حدودا یک ساعتی بود که به همراه چند نفر دیگر در اتاق انتظار نشسته بودیم و خبری از دکتر نبود.

مردی که روبروی من نشسته بود از منتظر بودن کلافه شده بود و تمام مدت یک سری مجله ی پاره پوره را ورق می زد و دائماً در صندلی اش وول می خورد. بی صبرانه پاهایش را تکان می داد و هر چند دقیقه یک بار به ساعتش نگاه می کرد. بالاخره صبرش تمام شده و به طرف متصدی پذیرش رفت و محکم به شیشه ی اتاقکش ضربه زد.

او در را باز کرده و گفت:

بله آقا؟ می توانم کمکی کنم؟

مرد با تحکم گفت:

این چه وضعش است؟ من ساعت سه وقت داشتم. الآن ساعت چهار است و هنوز دکتر را ندیده ام!”

متصدی به جای هر گونه توضیحی گفت:

مرحله ۱ (موافقت): حق با شماست آقا. شما ساعت سه وقت دکتر داشتید

مرحله ۲ (عذر خواهی): متاسفم که این قدر معطل شدید

مرحله ۳ (بیان دلیل): دکتر درگیر عمل جراحی شده

مرحله ۴ (اقدام): اجازه دهید به بیمارستان تلفن کنم و بپرسم چقدر طول می کشد کارشان تمام شود

مرحله ۵ (قدر دانی): متشکرم که موقعیت را درک می کنید و ممنونم که این قدر صبور هستید.”

خشم آن مرد بعد از دیدن رفتار متصدی و شنیدن این جملات، فروکش کرد.

در برابر چنین مهربانی و لطفی چه کار دیگری می توانست بکند؟

بنابراین در برخورد با افراد ناراضی به جای تلف کردن وقتمان با توضیح و توجیه، تنها کاری که لازم است انجام دهیم روبه راه کردن اوضاع با بیان جملاتی درست و به موقع است.

این مقاله را از دست ندهید: چگونه با افراد پرتوقع رفتار کنیم؟

این مقاله را از دست ندهید: مهربانی و گذشت، هوشمندانه ترین شیوه ی برقراری ارتباط اگر تقصیر ما نباشد چه؟

در همایشی با ذکر داستان بالا این روش برخورد با افراد ناراضی را مطرح کردم. یکی از حضار که کارمند اداره راهنمایی و رانندگی بود با این شیوه مخالفت کرد.

او می گفت:

چرا آدم باید بابت چیزی که تقصیر او نیست عذرخواهی کند؟ دیروز فردی برای تمدید گواهی نامه اش آمده بود اما چون بیمه نامه اتومبیل همراهش نبود، کارش راه نیفتاد و چون باید تمام مراحل را از اول انجام می داد از من دلخور شده بود.

وقتی ما تابلویی بزرگ جلوی در اتاق زده ایم که فهرست تمام مدارک لازم روی آن نوشته شده است، چرا باید سرزنش شویم؟ این جور مواقع من که حاضر نیستم عذرخواهی کنم. تقصیر او بود که دستور را نخوانده بود.”

من به آن کارمند گفتم:

مسئله این نیست که تو عذرخواهی می کنی. مسئله این است که تایید دلخوری او صرفا به نفع خودت است. اگر به مراجع چیزی را بگویی که خودش هم می داند، مثل اینکه مدارک لازم برای انجام کارش را نیاورده. او عصبانی تر شده و روز تو را هم خراب می کند.”

مثلا می توانی بگویی:

موافقت: می دانم چقدر ناراحتی که مدارک لازم را همراه نداری

اقدام: اگر این برگه را پر کنی من می توانم تا فردا آن را برایت نگه دارم. یا اگر می توانی ساعت دو سه بعدازظهر که سر ما خلوت تر است مدارک را بیاور و من فوری کارت را انجام می دهم.”

سپس از آن کارمند پرسیدم:

اگر تو جوری رفتار کنی که فرد مقابل ببیند قصد کمک به او را داری، به نظرت چه واکنشی نشان می دهد؟

او گفت:

احتمالا صدایش را پایین آورده و دیگر داد نمی زند.”

– “دقیقا همین طور است.”

تایید دلخوری فرد ناراضی به نفع خودمان است.

کارکرد معذرت خواهی و تاسف در برخورد با افراد ناراضی

معذرت خواهی و اظهار تاسف به معنای اقرار به تقصیر نیست،‌ بلکه اظهار همدردی و شریک شدن در غم دیگری است تا آن فرد احساس کند کسی هست که به شرایط بد او توجه کند.

اگر به فرد معترض بگوییم: “این مشکل توست، نه من”، فرد مشکل دار ما را هم دچار مشکل خواهد کرد.

شاید این فرد ناراضی همسر و یا دوست ما باشد آری با همسر دهن بین و انسان دو رو اساسا چگونه برخورد کنیم که آزار نبینیم و درمانش چگونه و چطور خواهد بود؟

قبل از هر چیز باید بگوییم که این سؤال اشاره به دو صفت ناپسند دارد که از نظر اخلاق خارج از مسیر رشد و اعتدال است پس بحث را در دو قسمت ارائه می‌دهیم در قسمت اول به صفت دهن‌بینی اشاره می‌کنیم و سپس به صفت دورویی و کیفیت برخورد با فرد دورو می‌پردازم.

حضرت علی (ع) در روایتی می فرماید:با آدم های دورو، حریص و بخیل مشورت نکنید؛ این افراد نه تنها راه صحیح را به شما نشان نمی دهند بلکه شما را نیز از مسیر درست گمراه می کنند.

ترسیم حریم خصوصی

برای این که تصویر خوبی از شخصیت خود و وجهه‌ی اجتماعی قابل احترامی داشته باشید، باید برای خودتان حد و مرزهایی تعریف کنید. در این صورت دیگران هم برای شما و خواسته‌های‌تان ارزش قائل می‌شوند و به خودشان اجازه نمی‌دهند درمورد شخصیت شما قضاوت کنند.

«حریم خصوصی» همان حد و مرزهای فیزیکی، احساسی و ذهنی شما هستند که مانع سوء‌استفاده، سودجویی و حتی تجاوز دیگران می‌شود. این مرزها باعث می‌شوند به راحتی بتوانید هویت، احساسات و تفکرات‌تان را از طرز فکر و ذهنیتی که دیگران راجع به شما دارند تفکیک کنید.

بدون حریم خصوصی، داشتن روابط سالم دوستانه، کاری، عاشقانه و حتی خانوادگی ممکن نیست. برای ارتباط برقرار کردن در قالبی سالم و بدون تنش، باید حد و مرزهای خود و دیگران را به رسمیت بشناسید. فراموش نکنید که همه‌ی انسان‌ها (دوست، همکار، همسر و حتی فرزندتان) احساسات، نیازها و علائق خاص خودشان را دارند. تعیین حریم خصوصی مساوی با حفظ عزت نفس، مسئولیت پذیری و هدایت زندگی شما در مسیر درست است.

داشتن حریم خصوصی حق شماست.

این مرزها در واقع مثل فیلتری هستند که مشخص می‌کنند چه رفتاری از جانب شما پذیرفته می‌شود و چه رفتاری نه. پس اگر به دیگران اجازه می‌دهید با شما بدرفتاری کنند، مسئولیت آن متوجه شماست. هرچه این مرزها کمرنگ‌تر شوند، ارزشی که برای خودتان قائل هستید – و به تبع آن ارزشی که دیگران برای شما قائل هستند – کم‌تر می‌شود. جالب است بدانید کسانی که مرزهای مشخصی برای خودشان تعریف نکرده‌اند، اهمیتی هم به حریم خصوصی دیگران هم نمی‌دهند.

نیازها و احساسات دیگران مهم‌تر از نیازها و احساسات خودتان نیست.

عده‌ی زیادی از زنان، تحت تأثیر باورهای سنتی، نیازهای همسر و فرزندانشان را همیشه به نیازهای خودشان ارجحیت می‌دهند. این باور اشتباه نه تنها باعث آسیب دیدن آن‌ها می‌شود، بلکه روی کارکردهای خانواده نیز تأثیر منفی دارد. زنی که هم از نظر جسمی خسته است و هم از نظر روحی، نه تنها سلامت خودش را به خطر می‌اندازد، بلکه نمی‌تواند نقش چندانی در زندگی همسر و فرزندانش داشته باشد. در صورتی که با کمک خواستن از بقیه‌ی اعضای خانواده و تقسیم وظایف، می‌تواند جسم و روانی سالم داشته و همچنین مادر و همسر بهتری باشد. ناگفته نماند، این رفتار فقط در زنان دیده نمی‌شود!

هنر نه گفتن

خیلی از انسان‌ها برای خوش‌آمد دیگران حاضرند از منافع و نیازهای خودشان بگذرند. چون نمی‌خواهند خودخواه باشند، به نیازهای خودشان کمترین اهمیت را می‌دهند و با انجام کارهایی که مطلقاً سودی برایشان ندارد، هیچ مشکلی ندارند. برای داشتن حریم خصوصی تا حدی باید خودخواه بود! خوشحال کردن دیگران وقتی به قیمت ناراحتی خودتان تمام شود، هیچ سودی برای هیچ کس نخواهد داشت.

چه رفتارهایی از نظر شما قابل قبول است؟

وقتی کسی از خط قرمز شما می‌گذرد، رفتار نامناسبی با شما دارد و یا به شما بی‌احترامی می‌کند، بی‌تفاوت نباشید. از تذکر دادن نترسید. این حق شماست که رفتار خاصی را نپذیرید یا نخواهید کسی بیش از اندازه به شما نزدیک شود. بدانید اگر دیگران طبق میل‌تان با شما رفتار نکنند چه برخوردی باید با آن‌ها داشته باشید.

به خودتان ایمان داشته باشید

اختیار شما فقط و فقط دست خودتان است. شما بهتر از هرکسی خودتان را می‌شناسید. شما می‌دانید به چه چیزی احتیاج دارید، چه چیزی می‌خواهید و چه چیزی برایتان مهم است. اجازه ندهید تصمیمات زندگی‌تان را دیگران برایتان بگیرند. با داشتن حریم خصوصی، می‌توانید نقاط قوت، قابلیت‌ها و ویژگی‌های شخصیتی خود و دیگران را بهتر بشناسید و به آن‌ها احترام بگذارید. اما وقتی بیش از اندازه از دیگران کمک بخواهید یا بالعکس، بیش از حد به دیگران کمک کنید، عملاً مرزهای خودتان و دیگران را نادیده گرفته‌اید. احساس اسیر بودن، یا ناجی بودن یا عمداً نقش قربانی را بازی کردن، می‌تواند به همین اندازه مضر باشد.

دهن بینی

ابتدا به سراغ تعریف صفت دهن بینی برویم دهن بینی چیست؟

به فردی دهان بین گویند که خوش‌باور است و به گفتار مردم (بدون تحلیل و ارزیابی) ترتیب اثر می‌دهد. فرد دهن‌بین برای خود نظام باور مستقل ندارد و جهان‌بینی و ایدئولوژی (بایدها و نبایدهای) او بر اساس تفکر و اندیشه صحیح شکل نگرفته است.

نسبی بودن صفت دهن بینی یعنی چه؟

البته دهن‌بینی امری است نسبی یعنی این طور نیست که فردی در همه جهات و زمینه‌ها دهن‌بین باشد و تقریباً اکثر انسان‌ها در برخی از ابعاد زندگی ممکن است گرفتار این صفت بشوند مثلاً‌ فردی در بعد سیاسی زود‌ باور و خوش باور باشد و فردی دیگر به خرافه‌های متعارف بین مردم عمل کند و به آن‌ها ترتیب اثر دهد و… اما برخی افراد خیلی خوش‌باورند و زودتر از دیگران در مسائل مختلف زندگی تحت تأثیر سخنان دیگران قرار می‌گیرند این صفت بیشتر از هر فرد دیگری به خود افراد دهن‌بین ضرر می‌رساند و گاهی نیز افرادی که با آنان ارتباط نزدیک خانوادگی یا شغلی و… دارند از ساده اندیشی و خوش‌باوری آن‌ها متحمل آسیب و ضررهای مختلف می‌شوند.

شاید حال باید به معرفی انواع دوروها بپردازیم

علم روانشناسی نوین ریاکارها را به چهار دسته تقسیم می کند که وضعیت شان آنقدر پیچیده است که گنجاندن مصداق ها در این چهار قالب تمرکز زیادی می خواهد.

دسته اول:

افرادی هستند که به آنچه می گویند عمل می کنند اما به آنچه می گویند باور ندارند، این گروه ریاکاران این چنین عمل می کنند چون سعی دارند همیشه دیگران را از خود راضی نگه دارند، حتی اگر قرار باشد دست به کارهایی بزنند که به آن اعتقاد ندارند.

دسته دوم:

«دوروهای صادق باطنی» هستند که مثل گروه قبل باورهای شان با رفتارشان در تضاد است با این تفاوت که این گروه با خود صادق هستند و می دانند در باطن چه جور آدمی هستند.

دسته سوم:

ریاکارها البته پیچیده تر از دو گروه دیگرند و روانشناسان آنها را دو روی متقلب می دانند که حتماً کنار آمدن با آنها سخت تر از دو دسته قبل است؛ «دوروهای متقلب ظاهری» نه فقط ادعای شان با رفتارشان متضاد است بلکه ادعای این افراد نیز با باورهای شان یکی نیست. در واقع این گروه از آدم ها ادعا می کنند به مسائلی باور دارند در حالی که در درون هیچ اعتقادی به آن مسائل ندارند مثلاً اینها نه تنها راستگو نیستند و دروغ می گویند بلکه اساساً به راستگویی نیز باور ندارند. معمولاً افراد دورو شدت صدای بلندتری دارند و با حرکات دست بیشتری صحبت می کنند. گاهی نیز هنگام صحبت دست ها را پشت کمر مخفی می کنند.

دسته چهارم :

آنهایی هستند که نام شان را کنار گذاشته اند؛ «دوروهای صادق ظاهری»، همان آدم هایی که ادعاهای شان با رفتار و اعمال شان در تضاد است یعنی وقتی در میان مردم هستند یک چیز می گویند و در عمل بر خلاف آن رفتار می کنند اما اینها در عین حال صادق نیز هستند چون اگرچه عمل شان با آنچه می گویند در تضاد است اما به آنچه انجام می دهند، ایمان دارند.

درمان و شیوه برخورد با صفت دهن‌بینی چگونه و چطور است؟

برای اینکه فردی را از این حالت خارج کنیم باید شناخت و واقع‌بینی او در همان زمینه‌ای که خوش باور است تقویت گردد و او را با تجارب آن امر آشنا کرد.

حال که با تعاریف آشنا شدیم بهتر است به سراغ  راه‌های تقویت واقع‌بینی برویم؟

برخی از راه‌های تقویت واقع بینی از این قرار است: ۱. می‌توان برای او از ضررهایی که افراد به خاطر این صفت در زمینه‌های مختلف دیده‌اند بیان داشت و کتاب‌هایی در آن رابطه به او معرفی کرد که آگاهی او را در آن رابطه تقویت کند. ۲. می‌توان او را با افرادی که از جهت خوش‌باوری ضرر دیده‌اند روبرو کرد تا به طور ملموس آن‌ها را ببیند و از آنان عبرت بگیرد. ۳. یا می‌توان از فوائد احتیاط کردن گفت. باید آنان را به آن سطح شناخت و آگاهی رساند که خودشان به طور مستقل پشتوانه باور داشته باشند و به ارزش‌ها و باورهای خود تکیه کنند و در کل باید راه‌های تقویت اعتماد به نفس را به آن‌ها آموخت تا اسیر در گفته‌ای نشوند و به جایی برسند که خواسته خداوند است آنجا که فرموده: فبشر عبادِ الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه [۳] [۴]و به بندگانم که گفته‌ها و شنیده‌ها را می‌شنوند و از بین آن‌ها نیکو ترین را (بر اساس نظام ارزشی خود) انتخاب می‌کنند بشارت و مژده بده.

صفت دورویی

فردی که دورو است از شخصیت ناسالمی برخوردار است و عزت نفس (احساس ارزشمندی) ضعیفی از خود دارد و در نتیجه اعتماد به نفس او پائین است به استعدادهای بالقوه و بالفعل، کرامت‌ها و فضیلت‌هایی که خداوند به او ارزانی داشته توجه ندارد بنابراین احساس فقر (مادی و روحی)، ‌می‌کند به همین خاطر از ترفند دورویی و… استفاده می‌کند تا جلب توجه بیشتری کند، بیشتر مقبولیت اجتماعی داشته باشد، و در سایه آن به منافع مورد دلخواه خودش برسد.

به همین خاطر است که در روایت داریم نفاق انسان ناشی از ذلت و کمبود شخصیتی است که فرد در خود احساس می‌کند پس در درمان نیز باید به این امور دقت داشت و با تقویت این ابعاد به او کمک کرد. هر چهره و زبانی که فرد دورو از خود نشان می‌دهد را و هر زبان در این بیماران در خصلتی زشت و ناپسند ریشه دارد زبان بدگو ریشه در دشمنی و کینه و حسد دارد و زبان تملق و ستایش، ریشه در طمع و ترس دارد این دو حالت و دو زبان متضاد سبب پیدایش نفاق و رشد آن در وجود شخص می شود.

راه‌های درمان دورویی

کلیات آثار ناخوشایند درمان دورویی

سلب اعتماد

برای فرد دورو تبیین داریم که او با این صفتش از چشم دیگران می‌افتد و کسی به او اعتماد پیدا نمی‌کند چون همیشه احساس می‌کنند او با آن‌ها صادق نیست.

تحقیر و تنفر

افراد جامعه نسبت به کسی که ظاهر و باطنش یکی نیست احساس تحقیر و تنفر دارند و با او دوست نمی‌شوند و حتی او را از خود طرد می‌کنند.

دشمنی با خدا و اعتقادات مذهبی و عذاب اخروی

در روایت‌ها این افراد را بدترین افراد شمرده‌اند و بیان شده که این افراد با دو زبان از آتش محشور می‌شوند. [۸]

عدم آسایش روح و روان

چون افراد دورو بخاطر ترس، طمع، حسد، و… از آرامش روحی برخوردار نیستند و با خود در تعارض هستند.

بیان آثار خوشایند صداقت و یک رویی

۱٫ اعتماد دیگران به او جلب می‌شود و امین دیگران می‌شود.

۲٫ از حمایت دیگران حتی در غیابش برخوردار است.

۳٫ محبوب خدا واقع می‌شود.

۴٫ آرامش روحی خوبی در سایه این صفت پیدا می‌کند چون حالت تعارضی (بخاطر دو زبان)ندارند.

تقویت بینش و باورهای دینی

فردی که باورهایش ضعیف است به داشته‌های دیگران طمع دارد به دست دیگران در نیازها نگاه می‌کند بخاطر اینکه دیگری چیزی دارد نسبت به او احساس حسادت می‌کند و یا بخاطر از دست دادن امور مادی همیشه در ترس است اما کسی که به خداوند حکیم، قادر، توانا، عالم، مهربان تر از مادر، و… اعتماد و اعتقاد دارد هیچ‌گاه احساس ترس نمی کند و از او خواسته هایش را طلب می‌کند.

دستورالعملهای  برای برخورد حرفه ای با افراد سخت و دورو

شیوه برخورد با این افراد باید بسیار حساس باشد.

اول: به صورت مستقیم به او توصیه نکنید.

دوم: جملات و پندهای خود را در قالب غیر امری بیان دارید.

سوم: در جمع و حضور دیگران در مورد صفتش با او حرفی نزنید.

چهارم: با بیان صمیمی و دوستانه با او سخن بگوئید.

پنجم: در یک برخورد و جلسه بیش از یک نکته به او نگوئید چون از صفت به تدریج در او ریشه دوانده و باید به تدریج و گذشت زمان اصلاح شود.

ششم: به او کتب اخلاقی بدهید و یا نوار سخنرانی و موعظه در این زمینه برایش تهیه کنید. (به شکل غیر مستقیم) به او هدیه دهید.

هفتم: الگوهای دورو را از او دور کنید و در عوض او را با الگوهای صادق آشنا سازید.

هشتم: با سخنان تدریجی و معاشرت‌های کوتاه مدت باورهای دینی را در او تقویت سازید.

در ادامه روش و تیپ روانشناسی disc را هم بصورت خلاصه خدمتتان ارائه مینمایم این روش می تواند به شدت به شما کمک کند که بتوانید با افراد دورو و یا سخت و یا… راحت تر برخورد کنید

ما با شناخت تیپ شخصیتی طرف مقابلمان متوجه می شویم که باید با او چگونه برخورد نمائیم.

تیپ روانشناسی disc اولین بار در سال ۱۹۲۹ میلادی توسط دکتر مارستون معرفی گردید.

دکتر مارستون معتقد بود که افراد را می توان با چهار سبک طبقه بندی نمود.

با شناخت به تیپ روانشناسی disc طرف مقابلمان و مدل غالب خودمان می توانیم در مذاکراتمان موفق تر و اصولی تر رفتار نمائیم.

همه ما از این چهار حالت را داریم ولی یک یا دو رفتار در هر فرد بیشتر است و به آن رفتار غالب می گویند.

با شرکت در آزمون رسمی تیپ روانشناسی disc می توانید پی ببرید که غالب رفتار شما کدام می باشد.

رفتارهایی که در سبک رفتارهای چهارگانه مشاهده می شود:

تسلط (Dominance)

این دسته از افراد تمایل شدید دارند به این که بر افراد اطرافشان تسلط و کنترل داشته باشند. با اعتماد به نفس بالایی که دارند و به دنبال نتیجه گیری هستند.

خصوصیات:

بی پرده سخن می گویند و رک هستند.

بدنبال چالش هستند و از آن بشدت استقبال می کنند.

در موضوعات و بحث ها، اصل موضوع مورد توجهشان قرار می گیرد.

نفوذ (Influence)

این دسته از افراد که معمولاً اجتماعی هستند، علاقه دارند با متقاعد کردن دیگران و از تاثیر گذاری و نفوذ بر محیط تاثیر بگذارند.

خصوصیات:

با انرژی فراوان و پر شور.

معمولاً افراد خوشبینی هستند.

علاقه شدید به این که در کاری یا چیزی به مشارکت بپردازند.

حذف شدن در هر چیزی بسیار  ناراحتشان می کند.

ثبات (Steadiness)

این دسته از افراد معمولاً افرادی قابل اتکا هستند و دوست دارند که خدمت کنند.

خصوصیات:

بسیار خونسرد و استرس اذیتشان می کند و از عجله فراری هستند.

افرادی بسیار آرام

اکثراً در نظر سنجی ها حمایت می کنند

بسیار فروتن و متواضع می باشند.

مو شکافی (conscientiousness)

این دسته از افراد دوست دارند که مانند استاندارد ها باشند تا با دقت به کار تضمین بدهند. به تخصص و شایستگی اهمیت فراوان می دهند.

خصوصیات:

بسار به استقلال علاقه دارند

افرادی تحلیلگر هستند

جزئی نگر

به هیچ وجه نمی توانند ببینند که اشتباه می کنند.

مدل دیسک و تشریح ۱۵ الگوی ترکیبی مزاج

 (High “D”)

۱. الگوی اجرایی

مزاج صفراوی و دموی (D-I)

کسانی که گرایش آن ها اجرایی است بسیار کم صبر هستند و اغلب اوقات دیدگاه برنده/بازنده به زندگی دارند. آن ها اهل عمل بوده واز رویکردهای  مستقیم استفاده می کنند تا به نتیجه هایی سریع دست پیدا کنند، ولی با این وجود علاقه مندی شان به مردم را نشان می دهند.

آن ها بسیار هدفمند و نتیجه گرا هستند و همچنین بسیار پی گیر برای به ثمر رساندن ایده های شان هستند. آنان می خواهند که مسئول باشند چرا که از اعتماد به نفس بالای خویش در توانایی تصمیم گیری آگاه هستند. آن ها از انرژی بی حد وحصر برخوردارند و نیاز به فعالیت و حصول نتیجه دارند در غیر این صورت بی علاقه و بی حوصله خواهند شد.

نیازمند چالش های روزانه هستند و دیگران نیز تمایل به شنیدن آن ها و صورت بخشیدن به ایده ها و برنامه های آن ها دارند.

این زیرکان همه کاره مشتاق، بسیار رقابتی و آماده به انجام کار هستند. برای آن که به نهایت انگیزش برسند نیاز به آزادی، فرصتی برای پیشرفت و اطلاعات برای رسیدن به هدف و نتیجه گیری دارند. داشتن قدرت و توانایی اجرایی از علایق آن هاست.

خلق صفراویی و  عصبانی  برای رسیدن به اهداف شان که فکر می کنند درست است کمک کننده است .

می توانند شرایط شکست را قبول کنند و تمایل به کینه توزی ندارند و به هیچ وجه ضعیف بودن را نمی پسندند.

۲. الگوی محرک (D-I)

مزاج صفراوی و دموی

محرک ها می توانند بسیار کم صبر باشند و اغلب موقعیت برنده/بازنده را برای زندگی انتخاب می کنند. آن ها اهل عمل هستند و از مسیرهای مشخص و در برخی موارد اجباری برای رسیدن هرچه زودتر به نتیجه بهره می گیرند ولی با این وجود علاقه به مردم را نشان می دهند. آن ها بسیار هدفمند و نتیجه گرا هستند و می توانند برای پیشرفت اهداف و حصول نتیجه ی دلخواه شان متوصل به جبر شوند. آن ها می خواهند که مدیر و مسئول باشند چرا که باور دارند اعتماد به نفس لازم برای تصمیم گیری در اختیار آن هاست. انرژی فراوان دارند و نیاز مبرم آن ها برای فعالیت و دستیابی به نتیجه غیرقابل انکار است و البته در غیر این صورت بی علاقه و بی حوصله خواهند شد. این خلق عصبانی مشتاق، خود شروع کننده و بسیار اهل رقابت است. برای رسیدن به اوج انگیزش نیاز به آزادی فرصتی برای پیشرفت و اطلاعات دارند. داشتن قدرت از علایق آن هاست. خلق صفراوی  و عصبانی برای آنچه که فکر می کنند راهی است درست برای رسیدن به اهداف شان ولی آن ها می توانند شرایط لحظه ی شکست را قبول کنند و تمایل به کینه توزی ندارند. آن ها به هیچ وجه ضعیف بودن را نمی پسندند.

۳الگوی هدایت کننده

مزاج صفراوی و بلغمی (D-S)

الگوی هدایت کننده ها ، این افراد ، افرادی مشخص، غیر احساساتی و فردگرا می باشد. آن ها بسیار عملگرا هستند. آن ها از راه هایی بسیار دقیق صریح و پافشاری برای رسیدن به هدف شان بهره می گیرند. آن ها می خواهند که مدیر و مسئول باشند چرا که باور دارند اعتماد به نفس لازم برای تصمیم گیری در اختیار آن هاست. معمولا آن ها اهداف شخصی عمیقی دارند و شاید اهداف شان را از هزینه ی سازمان دنبال کنند. آن ها نیاز دارند که نقشه ی راه (تصویر کلان) را قبل از شروع به کار و مثمر ثمر بودن بدانند. آن ها به دلیل ماهیت استقلال طلبانه شان  اغلب تمایل به کار تیمی ندارند . برای آن که به نهایت انگیزش برسند نیاز به آزادی، فرصتی برای پیشرفت و اطلاعات برای رسیدن به هدف و نتیجه گیری دارند. داشتن قدرت و توانایی اجرایی از علایق آن هاست. آن ها به هیچ وجه ضعیف بودن را نمی پسندند.

۴. الگوی استراتژیک

مزاج صفراوی و سودایی (D-C)

استراتژیست ها نسبت به سایر الگوها بیشتر درگیر جزئیات هستند. آغازگر تغییرات هستند. آن ها معمولا از فکری بکر در طول برنامه عمل می کنند. ایده ها را خلق می کنند. آن ها معمولا از راه های مستقیم و مشخص و قوی و موکد و روش های پافشارانه برای رسیدن به ایده های شان بهره می گیرند. می خواهند که مدیر و مسئول باشند چرا که باور دارند اعتماد به نفس لازم برای تصمیم گیری در اختیار آن هاست و می توانند بهترین مسیر را بیابند. دوست دارند که مشکلات را حل کرده و تصمیم گیری کنند. و در حقیقت بسیار سریع و کامل برای رسیدن به این مهم تلاش می کنند. به خوبی روی اهداف فکر می کنند و در تلاش برای رسیدن به آن ها مستقل هستند. برای عملکردی موثر دقیقا باید بدانند که از آن ها چه انتظاراتی می رود. می توانند بسیار قوی و حساس باشند. با قدرت سخن می گویند و همیشه تولیدکننده هستند. وقتی روی پروژه ای متمرکز هستند حساسیت را به نمایش می گذارند. استراتژی که نشان می دهند ناشی از بینش نافذ آن هاست. برای آن که به نهایت انگیزش برسند نیاز به آزادی، فرصتی برای پیشرفت و اطلاعات برای رسیدن به هدف و نتیجه گیری دارند. داشتن قدرت و توانایی اجرایی از علایق آن هاست. آن ها به هیچ وجه ضعیف بودن را نمی پسندند.

۵. الگوی مذاکره کننده

(High “I”) مزاج دموی و صفراوی

خلق مذاکره کننده نسبت به دیگر خلق ها بسیار اظهار کننده تر هستند. آن ها به راحتی دیگران را دست کاری می کنند. آن ها بسیار پر انرژی بوده و به خوبی با مردم و از طریق مردم کار راه به پیش می برند. این فرد تمایل به روابط خارجی با دیگر افراد دارد و توانایی کسب احترام و اعتماد به نفس در ارتباط با افراد را دارهستند.

در تلاش هستند که کسب و کار را از راه های دوستانه انجام دهند در حالی که برنامه را به سمت جلو هل می دهند تا برد نصیب شان شود و نقطه نظرات شان به ثمر نشیند. قادر به هماهنگی حوادث و اتفاقات هستند و تمایل دارند مسئولیت ها را واگذار و تقسیم کنند.

وقار و اعتماد به نفس در اکثر موقعیت ها مخصوصا موقعیت های اجتماعی از ویژگی های آن هاست. کاهش فعالیت و فعالیت های اجتماعی آن ها را خسته و بی حوصله خواهد کرد. با جزئیات، سازماندهی و قوام و ثبات با سختی مواجه اند. ترجیح می دهند دیگران اطلاعات را در اختیارشان بگذارند تا تصمیم های شان را اتخاذ کنند جای آن که خود تحقیق و بررسی نمایند. با دیگران بسیار خوب کار می کنند و می توانند رهبران خوبی باشند. بسیار خوش بین هستند اما در پیگیری و دنبال کردن  مسیر ضعیف هستند.

برای دستیابی به اوج انگیزه نیاز به آزادی بیان، به رسمیت شناخته شدن، معاشرت با مردم، پذیرفته بودن و دور بودن از جزئیات هستند.

۶. الگوی بازاریاب

مزاج دموی و صفراوی (I-D)

بازاریاب ها مشتاق تر از سایر خلق ها هستند. بسیار هیجان زده می شوند. این افراد با اعتماد به نفس و بسیار پرانرژی هستند که بسیار خوب در کنار مردم و از طریق آن ها می توانند کار کنند. این فرد تمایل به روابط خارجی با دیگر افراد دارد و توانایی کسب احترام و اعتماد به نفس در ارتباط با افراد را داراست. در تلاش هستند که کسب و کار را از راه های دوستانه انجام دهند در حالی که برنامه را به سمت جلو هل می دهند تا برد نصیب شان شود و نقطه نظرات شان به ثمر نشیند. به راحتی ایده های خود و دیگران را به پیشرفت و ترقی می رسانند. وقار و اعتماد به نفس در اکثر موقعیت ها مخصوصا موقعیت های اجتماعی از ویژگی های آن هاست. کاهش فعالیت و فعالیت های اجتماعی آن ها را خسته و بی حوصله خواهد کرد. با آگاهی از زمان ( مقید بودن به زمان )، نظم و تمرکز روی جزئیات مشکل دارند.

به جای تحقیق و تفحص برای تصمیم گیری ترجیح می دهند دیگران برای شان اطلاعات لازم را جمع آوری کنند. بسیار خوش بین هستند اما در پیگیری و دنباله ی مسیر ضعف دارند. برای دستیابی به اوج انگیزه نیاز به آزادی بیان، به رسمیت شناخته شدن، درگیری با مردم، پذیرفته بودن و آزادی از جزئیات هستند.

۷. الگوی ارتباطی

مزاج دموی و بلغمی (I-S)

این افراد ارتباط محور هستند و از بین سایر دموی مزاج ها در برقراری ارتباط قوی تر هستند. آن ها بسیار قابل دسترس هستند و بر روابط پایدار اهمیت بالایی قرار می دهند. با گرمی، همدلی و درک خود بیشتر مردم را تحت تاثیر قرار می دهند.

این افراد بیشتر در ارتباطات غیر رسمی هستند. به دلیل شنوای خوب بودن و درک بالا مردم به صحبت کردن و بیان مشکلات شان با آن ها تمایل نشان می دهند.

بچه ها و کودکان به تعامل به این افراد علاقه دارند. با وجود این که جزئیات و نظم برای آن ها سختی ایجاد می کند ولی باز هم آن ها قادر به انجام اعمالی با این شرایط هستند. با دیگران به خوبی کار می کنند. بسیار خوش بین و انطباق پذیرند. برای دستیابی به اوج انگیزه به آزادی بیان، موقعیت برای ایجاد روابط و خدمت به دیگران نیازمندند.

۸. الگوی عملکرد

مزاج دموی و سودایی (I-C)

الگوی مجری نسبت به سایر  دموی مزاج ها رسمی تر است. آن ها بسیار نگران این هستند که تاثیر مطلوبی روی دیگران بگذارند و اینها از طرف دیگران مورد پذیرش قرار گیرند. آن ها تمایل دارند که تصویر آگاهانه به نمایش گذارند و تلاش دارند که فعالانه دست آوردهای شان را به رسمیت بشناسند. آن ها همیشه به بهترین شکل منظم هستند اما ممکن است خیلی استوار و پیگیر و دنبال کننده نباشند. اطلاعات درباره ی شغل شان برای شان بسیار حائز اهمیت است بنابراین ممکن است بسیار سوال کنند. بهترین عملکرد از این گروه شخصیتی زمانی دیده می شود که برنامه ای شامل جزئیات دارند. برای دستیابی به اوج انگیزه نیاز به امنیت، آزادی بیان، برقراری ارتباط با مردم و فرصت برای خلاق بودن نیاز دارند. همچنین آن ها به اطلاعات، زمان برای فکر کردن قبل از فعال بودن در برنامه دارند. ممکن است برای پذیرفتن و ایفای نقش بی میل باشند تا زمانی که اعتماد به نفس کامل بیابند که شکست نخواهند خورد. اگر از این مهم مطمئن نباشند اقدام نخواهند کرد.

۹. الگوی بازرس

مزاج بلغمی بالا

مزاج بلغمی و صفراوی (S-D)

الگوی بازرس از سایر الگوها ساعی و کوشاتر، تعیین کننده تر و غیراحساساتی تر هستند. این پافشاری فردی یک روی کرد فریب آمیز شدید را به همراه دارد. این افراد  ظاهری به شدت کم اثر نمایش می دهند تا دخالت آن ها در کار به وضوح دیده نشود. آن ها خونسرد هستند و پایدار هستند. .آن ها به خاطر عزم راسخ و سرسختی در تصمیم شان موفق هستند. پس از شروع کار در هر زمینه ای آن ها بسیار سرسخت هستند و برای رسیدن به مقاصدشان به سختی خواهند جنگید. آن ها بسیار مستقل، سوال کننده و کامل برای رسیدن به هدف شان هستند و مسیرشان را به درستی طی خواهند کرد. می خواهند که خودشان اقدام به کار کرده و سرعت شان را تنظیم کنند. زمانی که ذهن شان را برای چیزی برنامه ریزی کردند دیگر جایی برای اعمال تغیرات بیشتری نیست و روش عملکرد آن ها تغییری نخواهد کرد. می توانند بسیار سرسخت و لجوج و ستیزه گر باشند. به دنبال مسیرهای چالش انگیز بدون نظارت مستقیم و نزدیک هستند. انجام یک کار فنی و تکنیکی برای آن ها به کار با مردم ارجحیت دارد.

۱۰. الگوی هماهنگ

مزاج بلغمی – دموی (S-I)

الگوی هماهنگ کننده دوستانه تر از سایرین است. این ها بسیار در پذیرش دیگران هستند و آن ها را تحمل می کنند. این شخص بسیار انطباق پذیر است و به آسانی با محیط کار و همچنین فضای دوستانه همراه می شود نیاز به برخی مشارکت های اجتماعی دارند. آن ها وفادار، سازگار و بسیار قابل اعتماد هستند. اغلب وقتی که بیمار هستند کار می کنند. بسیار ذهن مستقل و رهایی دارند و می خواهند که خودشان وارد عمل شوند و سرعت را خود تنظیم کنند. با تجربه کردن می آموزند. هنگامی که ذهن شان برای عملی برنامه ریزی شد، به روی روش های نوین بسته خواهند شد. می توانند کارهای طبق روال عادی را انجام دهند اما در عین حال نیاز به فعالیتی در طی روز خواهند داشت. نه گفتن برای این گروه بسیار دشوار است و معمولا بیش از حد توان شان مسئولیت بر دوش می گیرند. صدای آرام و دلپذیر و نرم دارند.

۱۱. الگوی کمک کننده

مزاج بلغمی – سودایی (S-C)

کمک کننده ها نسبت به سایر الگو ها خلقی استوارتر و ثابت قدم تر هستند. بسیار عادی، دارای قابلیت انطباق بالا و منفعل هستند. صبر و حوصله، کنترل بر خویش و شخصیت آرام و آهسته از مشخصه های این افراد مهربان و آسان گیر است. این فرد مصمم و ثابت قدم است و برای دستیابی به هدف رویکرد فریب آمیز شدید در پیش می گیرد. با حالت شدت کم در کارها اثرات کمی از خود باقی می گذارند که به راحتی قابل دیدن نیست. آن ها آرام ، مقاوم و پایدار هستند. به خاطر پافشاری شان موفقند. همیشه کار را تمام شده بدانید اگر آن ها شروعش کرده باشند. آن ها مستقل، سوال کننده و کامل هستند و کار را به نحو احسن و کامل دنبال خواهند کرد. می خواهند که خودشان کار را انجام دهند و سرعت خود را اعمال کنند. بسیار عاشق خانواده، مادیات و دوستان هستند. هنگامی که ذهن شان برای عملی برنامه ریزی شد، به روی روش های نوین بسته خواهند شد. ترجیح می دهند که کارهای فنی و تکنیکی انجام دهند با تعداد محدودی از افراد.با اعتدال محاسبه شده به یک هدف دست پیدا می کنند. همواره دوست دارند به کسانی که به نحوی دوست آن ها هستند کمک کنند.

۱۲. الگوی آموزش دهنده

(High “C”) مزاج سودایی و صفراوی (C-D)

مربی ها بسیار موکد تر و قوی تر از سایر الگو ها هستند. آن ها سازمان یافته و متفکران دقیق هستند. و روش تولیدکنندگی را در کسب و کار و زندگی شخصی خود دنبال می کنند.آن ها توجه زیادی به جزئیات دارند و برای انجام شدن کارها به شیوه ی کاملا درست از اجبار استفاده می کنند با توجه به استانداردهایی که برای خود تعیین کرده اند. بسیار حساس و با وجدان هستند. آن ها کاملا دیپلماتیک رفتار می کنند به جز زمانی که از معیارهای شان فاصله گرفته اند و از نظر آن ها در کار تخطی شده است. در این زمان می توانند بسیار سخت گیر برای دنبال کردن راه درست شان باشند. از لحاظ اجتماعی فعال نیستند و ترجیح می دهند که در فضای خصوصی و جدای از مردم کار را دنبال کنند. در روابط با مشکل مواجه اند چرا که نرمش ندارند و در ارتباط برقرار کردن با دیگران آزاردهنده اند.

آهسته تصمیم می گیرند چرا که برای جمع آوری داده ها و اطلاعات به زمان نیاز دارند تا جایی که مطمئن باشند تصمیم شان بهترین راه برای رفتن است. برای رسیدن به اوج انگیزه به محیطی با زیرساخت مشخص، قوانین روشن و روش معین، زمان برای نظم بخشیدن، جمع آوری اطلاعات و تفکر و آزادی برای اتخاذ تصمیم و طرح برنامه ی خاص خود را دارند.

۱۳. الگوی آرمانگرا

مزاج سودایی، بلغمی و صفراوی (C-S-D)

آرمان گراها بسیار منحصربه فردند چرا که خلق بد تاثیر بسزایی در رفتار آن ها دارد. ترکیبی از مزاج سودایی، بلغمی و صفراوی ایده آل های آن ها را به سمت کمال مطلق سوق می دهد. آرمان گراها سیستماتیک و متفکران دقیق هستند و این شیوه را در کسب کار و زندگی شخصی خود دنبال می کنند. به جزئیات دقت دارند. و فشار می آورند تا همه چیز به طور صحیح  و طبق استانداردهای آنان انجام شود. بسیار با وجدان هستند و با دقت و حراست کامل رفتار می کنند. گاهی غیر واقعی هستند. . آن ها کاملا دیپلماتیک رفتار می کنند به جز زمانی که از معیارهای شان فاصله گرفته اند و از نظر آن ها در کار تخطی شده است. می توانند بسیار سخت گیر باشند. از لحاظ اجتماعی فعال نیستند و حریم خصوصی را ترجیح می دهند. در روابط با مشکل مواجه اند چرا که نرمش ندارند و در ارتباط برقرار کردن با دیگران آزار دهنده اند. آهسته تصمیم می گیرند چرا که برای جمع آوری داده ها و اطلاعات به زمان نیاز دارند تا جایی که مطمئن باشند تصمیم شان بهترین راه برای رفتن است. برای رسیدن به اوج انگیزه به محیطی با زیرساخت مشخص، قوانین روشن و روش معین، زمان برای نظم بخشیدن، جمع آوری اطلاعات و تفکر و آزادی برای اتخاذ تصمیم و طرح برنامه ی خاص خود را دارند.

۱۴. الگوی دیپلماتیک

مزاج سودایی و دموی (C-I)

دیپلمات ها دوستانه تر از سایر سودایی ها هستند. جاه طلبی های شخصی بسیار زیادی دارند. یک متعادل سیستماتیک و متفکر دقیق هستند که می خواهند این شیوه را در کسب و کار و هم در زندگی خود به پیش ببرند. این افراد به جزئیات توجه دارند و دوستانه هستند.

دوست دارند همه چیز را دقیق طبق دستور از پیش تعیین شده انجام دهند. بیش از حد و بسیار با وجدانند. پس از  نشستن های طولانی نیاز به تحرک دارند.  این ها کار بلد و مولد هستند که با هر کسی می توانند کار کنند. می توانند بسیار حساس باشند به خصوص به هنگام انتقاد. آهسته تصمیم می گیرند چرا که برای جمع آوری داده ها و اطلاعات به زمان نیاز دارند تا جایی که مطمئن باشند تصمیم شان بهترین راه برای رفتن است به خصوص زمانی که می خواهند وارد پروژه ای جدید شوند. برای رسیدن به اوج انگیزه به محیطی با زیرساخت مشخص، قوانین روشن و روش معین، زمان برای نظم بخشیدن، جمع آوری اطلاعات و تفکر و آزادی برای اتخاذ تصمیم و طرح برنامه ی خاص خود را دارند. و همچنین نیاز به برقراری رابطه های اجتماعی دارند.

۱۵. الگوی تحلیل گر

مزاج سودایی و بلغمی

تحلیل گرها وظیفه شناس تر و دارای حریم خصوصی بیشتری نسبت به سایر سودایی مزاج ها هستند. از مردم تندخو و عصبانی کناره گیری می کنند. در یک محیط سازمان یافته با توجه به جزئیات بسیار خوب عمل می کنند. یک متعادل سیستماتیک و متفکر دقیق هستند که می خواهند این شیوه را هم در کسب و کار و هم در زندگی خود به پیش ببرند. آهسته تصمیم می گیرند چرا که برای جمع آوری داده ها و اطلاعات به زمان نیاز دارند تا جایی که مطمئن باشند تصمیم شان بهترین راه برای رفتن است به خصوص زمانی که می خواهند وارد پروژه ای جدید شوند. در پیش بینی کردن وقوع مشکلات بسیار خبره اند ولی در تصمیم گیری برای اقدام به خوبی عمل نمی کنند. به بهترین نحو عمل می کنند وقتی برنامه ای برای آنها تدوین شده باشد. برای رسیدن به اوج انگیزه به محیطی با زیرساخت مشخص، قوانین روشن و روش معین، زمان برای نظم بخشیدن، جمع آوری اطلاعات و تفکر و آزادی برای اتخاذ تصمیم و طرح برنامه ی خاص خود را دارند.

سر فصلهای برای برخورد با کسانی که از دست‌شان ناراحت هستید

اول علت ناراحتی‌ را ریشه‌یابی کنید

دوم هرگز روی موضع خود پافشاری نکنید

سوم شاید حق با هر دو طرف باشد

چهارم برای هر نوع برخوردی آماده باشید

پنجم در انتخاب کلمات دقت کنید

ششم بجای مذاکره چشم در چشم از شخص واسط یا مراسله سود ببرید

هفتم. دوستانه واز در دوستی وارد شوید

هشتم هرگز کینه ای نباشید و شاد زندگی کنید

آشنایی با شخصیت های موذی و مهاجم

به چه افرادی موذی می گوییم و چه ویژگیهایی داشته و چگونه با انها باید برخورد نمود.

زیرا مستقیما حرف نمی زنند و به صورت آشکار عمل نمی کنند، و مهاجم هستند؛ زیرا به هر ترتیب حتی به بهای ضرر زدن به دیگران، به دنبال کسب خواسته هایشان هستند، این افراد هرگز مستقیما عمل نمی کنند، آدم های موذی مهاجم به روش غیر مستقیم تلافی می کنند تا نتوانید مچ آنها را بگیرید، به عنوان مثال پروژه ای را که به شما مربوط است نیمه کاره انجام می دهند یا به تاخیر می اندازند یا آن را با ایراد انجام می دهند، این افراد معمولا چنین بهانه هایی می آورند: «من فراموش کردم.» «نمی دانستم باید برای آن تاریخ انجام شود» «نمی دانستم باید این کار را انجام دهم

فرد موذی مهاجم فردی آرام به نظر می رسد که در ظاهر مایل به کمک و همراهی با شماست، این افراد اغلب گله ای نمی کنند، به شما لبخند می زنند و آرام هستند، این افراد با ایجاد اختلال در برنامه های شما و همچنین با صحبت کردن پشت سر شما مقاصدشان را پیش می برند، آنها هرگز خواسته هایشان را صریح مطرح نمی کنند و سپس از شما انتقام می گیرند؛ زیرا توقعات مبهمشان را برآورده نکردید، دو راهبرد اساسی در مواجهه با این افراد این است:

۱٫ برای انجام هیچ کار حساسی به آنها اعتماد نکنید، اگر کارفرما هستید این شخص را استخدام نکنید و اگر همکار او هستید سعی کنید از او دوری کنید، دلیل اصلی این مساله این است که شما هیچ وقت نمی توانید بدانید او چه زمانی احساسات واقعی اش را نسبت به شما نشان خواهد داد، اغلب مواقع شما حتی نمی توانید حدس بزنید این احساسات چه هستند، این افراد هرگز روراست نیستند.

۲٫ احساسات شخصی تان را از این معادله خارج کنید، نسیت به ترفندهای این اشخاص عکس العمل عاطفی نشان ندهید.

توصیه اکید این است که حتی المقدرو از این افراد احتراز کنید، با این همه اگر دائما درگیر موقعیت هایی هستید که در آنها ناچارید با این فرد کار کنید، از توصیه های زیر برای آرام و معقول ماندن استفاده کنید:

همه چیز را کاملا مشخص کنید.

از او بخواهید تمامی انتظارات شما را یادداشت کند، یا بهتر از آن خودتان چنین کاری انجام دهید و یک کپی را نزد خودتان نگاه دارید، به این ترتیب شما یک مدرک دارید، در این نوشته ها وضوح را رعایت کنید تا بهانه ای به دست فرد ندهید، او دیگر نمی تواند بگوید: «نمی دانستم» یا «به خاطر نداشتم چه کار باید می کردم.

عواقب کار را گوشزد کنید

حتی اگر رئیس این شخص نیستید، باز هم می توانید عواقب این کار را به او گوشزد کنید، می توانید تهدید ملایمی کنید، مثلا بگویید: «اگر تا این تاریخ این آمار را تحویل ندهی، دیگر مایل نیستم در کارهایت به تو کمکی کنم

پیگیری کنید

نگذارید این فرد زمان زیادی به حال خودش باشد، اگر باید چیزی را به شما تحویل بدهد مدام به او گوشزد کنید تا نتواند با بهانه فراموش کردن کار شما را دچار اختلال کند، اگر این فرد تا حد زیادی در روابطش با شما از موذی گری و دروغ استفاده می کند مکالماتتان با او را ضبط کنید تا در مواقع ضروری بتوانید از خودتان دفاع کنید.

اجازه بدهید این شخص دچار تردید شود

مثبت باشید، از وسوسه بی ادبی پرهیز کنید و سعی کنید فرد را به سمتی سوق دهید که متوجه خطایش شود و در مرود روش مواجهه اش با افراد دچار تردید شود.

از کجا می توانید مطمئن باشید که همکار شما فردی موذی مهاجم است؟

همیشه چند نشانه وجود دارد و شما می توانید راجع به این نشانه ها از خود سوال کنید، فراموش نکنید در برخی موقعیت ها افراد این نشانه ها را دارند؛ اما فردی موذی مهاجم نیستند، برای آنکه مطمئن شوید همکارتان چه شخصیتی دارد، مدت ها او ر زیر نظر بگیرید، سپس او را قضاوت کنید، در قضاوت عجول نباشید.

آیا این فرد زیر لب سخن می گوید و نارضایتی اش را سرکوب می کند؟

ایا پیش آمده کاری را نمی خواهد انجام دهد، فراموش کند؟ آیا این مساله تکرار می شود؟

آیا این فرد توقع دارد همواره مورد تقدیر قرار بگیرد؟ حتی برای کوچک ترین اقداماتش؟ و میل به تقدیر را ابراز نمی کند؟

آیا این فرد هرگز خواسته هایش را صریح بیان نمی کند و توقع دارد فکرش را بخوانید؟

آیا این فرد در غیاب شما رفتاری متفاوت در مورد شما دارد؟

آیا این فرد تظاهر می کند به شما بیشتر از بقیه اهمیت می دهد؟

آیا این فرد اغلب نقشه های در مورد افراد دیگر در سر دارد؟

اما اگر خود شما آن شخص موذی مهاجم باشید چه؟

برای آنکه همکارانتان شما را فردی موذی مهاجم تلقی نکنند، صریح و صادق باشید، از جملات مستقیم و صریحی که با «من می خواهم….» یا «من نیاز دارم…» آغاز می شوند، استفاده کنید؛ همکاران تان را مجبور نکنید به ذهن خوانی روی بیاورند یا درگیر نقشه های پیچیده و موذیانه شما شوند، افراد مجبورند پیام های غیرمستقیم، مبهم و غیرمشخص را نادیده بگیرند، خواسته هایتان را شفاف مطرح کنید تا برآورده شوند، در این صورت مجبور نخواهید بود برای برآوردن آنها نقشه بکشید، اگر دائما از روش های غیرمستقیم استفاده کنید، دائما پاسخ های ناقص دریافت می کنید و هر روز بیشتر از اطرافیانتان دلسرد می شوید و آنها نیز کمتر به شما اعتماد خواهند کرد.

آدم‌های خوب پیرامون خود را شناسایی کنید و یک سیستم حمایتی برای خود درست کنید.

همان طور که ممکن است آدم‌های بدذاتی در پیرامون ما باشند، آدم‌های خوبی هم پیدا می‌شوند که دنیایی از تجربه، خردمندی و مهربانی هستند، سعی کنید که آنها را شناسایی کنید و به گاه نیاز از کمک‌ها و مشاوره‌های آنها بهره ببرید.

بعنوان سخن پایانی لطفا و حتما از تجارب قبلی خودتان درس بگیرید و شیوه‌های تعاملتان را ارتقا بدهید

اگر آدمی بوده‌اید که تا با حال با بی‌تجربگی مورد سوء استفاده آدم‌های خبیث دور و برتان واقع می‌شده‌اید، باید بگویم که اصولا مغز انعطاف خاص خودش را دارد، طوری که می‌توانید به تدریج تجربه کسب کنید و بهتر با این افراد مقابله کنید. شما به تدریج یاد می‌گیرید که در مقابل هر واکنش این افراد، اتخاذ چه تکنیکی سودمندتر و عقلانی‌تر است. مثلا یاد می‌گیرید که به جای اینکه یک جمله و طعنه آنها آرامش شما را به هم بزند، نشان بدهید که عین خیالتان نیست و با نشان دادن خونسردی و یک لبخند، نشان بدهید که حمله آنها چقدر سست و بی‌‌فایده بوده است و در نهایت به جای اینکه شما دچار تنش شوید، تنش را در خود آنها ایجاد می‌کنید. شما به تدریج یاد می‌گیرید که از تکنیک پاسخ ندادن تکانه‌ای و ضدحمله صبورانه استفاده کنید و بهتر از همه یاد می‌گیرید چطور با بزرگی کردن و به رخ کشیدن مهارت‌های خود، افراد بدذات را منزوی کنید.

نویسنده مازیارمیرمشاوروتحلیلگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *