نرخ ارز و تفکر سیستمی

نرخ ارز و تفکرسیستمی

ما در این مقاله نه قصد تخریب داشته و نه قصد تایید، ما در این مقاله فقط نگاهی داریم به وضعیت موجود، متأسفانه نرخ دلار آمریکا از ابتدای سال جاری روندی بسیار صعودی داشته است، اما تغییرات نرخ دلار وقتی در نیمه شهریور از  ۴هزار تومان گذشت بیشتر در کانون توجه مردم و حتی دلالها و افراد سود جو قرار گرفت.

۴هزار تومان برای دلار، در حال حاضر مرز روانی بازار شناخته می‌شد. این تصور در افکار عمومی ایران وجود داشته که دولت نمی‌خواهد فعلا نرخ دلار به بالای ۴ هزار تومان برود اما با عبور نرخ دلار از مرز چهار هزار تومان، این تفکر در کشور به وجود آمد که دولت دیگر عزمی برای نگه داشتن دلار با نرخ چهار هزار تومان هم ندارد حال آنکه مقامات دولتی این مسئله را مردود می خواندند.

متأسفانه گرانی دلار همزمان با افزایش قیمت سکه طلا و اخبار سیاسی فراوان تسهیل گر در روند افزایش قیمت کار کرد که نوسان های شاخص‌های بورس و تغییرات قیمت سهام و طلا هم در ارتباط با نرخ ارز تحلیل شود و کار را بدتر از بد نماید.

یک نکته استراتژیک این است که بالاترین مبادی ورودی ارز به بازار، ناشی از صدور نفت و صنایع وابسته به نفت است.

متأسفانه ارزی که تمام سمت آن در اختیار دولت است این سناریو را پیش روی ما می گستراند که اولاً نرخ ارز مبنای محاسبه بودجه است که این اصلاً قابل قبول نیست.
دوم پیش بینی های بخش دولتی از ارز که می تواند برخی مواقع غلط و حتی تا حدودی گمراه کننده باشد.

با توجه به همه این مسائل می توان تقریباً پیشگویی درست تر و صادق تری از واقعیت ارزی دولت و کشور داشت.

متأسفانه همیشه نرخ ارز در بودجه و پیش بینی های بخش دولتی با نرخ بازار یکسان نبوده و نیست اما همیشه با کمی انحراف از مسیر در نزدیکی هم قرار می گرفتند.
اما امسال شاهد اتفاقات دیگری بودیم. بحث داغ و فراگیر ارز فعالان اقتصادی و کل جامعه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است و البته با توجه به مقدمه نسبتاً طولانی بالا، بهتر است بپردازیم به نقش تفکر سیستمی در نرخ ارز.

با توجه به این مهم از منظر جدیدی به قضیه نگاهی متفاوت داشتم که امیدوارم از کارشناسان و متخصصان و دوستان که ضمن خواندن این مقاله و انتشار آن به نقد و تحلیل آن بپردازند، قضیه تلاطم قیمت ارز به لحاظ تفکر سیستمی مورد بررسی همه جانبه قرار گیرد.
چرا که ما در تفکر سیستمی مسائل امروز را به شدت و بیشتر ناشی از راه‌ حل‌های ديروز و گذشته و قدیمی می دانیم متأسفانه باید بدانیم راهکارهای قدیمی جواب مسائل امروزی نیست، پس با این نگرش باید مسائل را مورد تحزیه و تحلیل قرا داد.
متأسفانه با همین مبنی راهکارهای دستوری فوری و فوتی و شتاب زده و بطور کلی معمولاً راه حل‌های ساده انگارانه هرگز راه به جايی نمی‌برد پس با تقدم و تأخر و تعقل استراتژیک باید به مسائل حیاتی از این دست باید نگاه کرد.
لطفاً و حتماً این مهم را در قضیه حفظ محیط زیست و یا اشتغال و ارز مد نظر قرار دهیم که رفتارها و نتايج خوب مقطعی و زودگذر به دنبال خود نتايج بدی را به بار می‌آورند تکیه بر ارز تک نرخی و دستوری به ظاهر خوب و ساده ۴۲۰۰ تومانی میتواند در آینده اثرات به شدت زیانباری را بوجود بیاورد.
در بیشتر زمانها درمان می‌تواند از خود مرض بدتر باشد ایجاد سد و انتقال آب از رودخانه زاینده رود اصفهان که منجر به نابودی باتلاق گاوخونی و اکوسیستم منطقه و نابودی صدها روستا و بیکاری دها هزار نفر و آلودگی هوا و… شد.
متأسفانه نتیجه گیری و تصمیم گیری شتاب زده و سعی و اجبار در رشد سریعتر نتیجه مساوی است با نتیجه‌ای معکوس و رشدی کندتر که باعث نتایج بسیار وحشتناک تر و مهلکتری می شود.

متأسفانه نشانه‌های بيماری در شرکتها و اقتصاد کشورها و جوامع و یا حتی سیستم‌ها و اسباب و علل اين بیماری‌ها به لحاظ زمانی و مکانی الزاما نزديک به هم نيست، نبوده و اساساً نخواهد بود و به طول مدت زمان هم بستگی دارد .

یادمان باشد سیگار اسلحه ای است که زمان ماشه آنرا می کشد.
در ماجرای ارز در این روزها باید این نکته را مد نظر قرار داد که تغييرات حتی بسیار کوچک و یا حتی غیر مربوط نتايج بسیار بزرگی به بار می‌آورند ولی بايد دانست محدوده عمل اين تغييرات الزاماً بديهی نيستند به عبارت دیگر رفتارهای ولیعهد عربستان و سخنان ترامپ و حرکتهای اقتصادی دولت و شب عید و مسافرتهای ایام نوروز و صدها مطلب ریز و ریزتر اما تأثیر گذار را باید مد نظر قرار داد. بنابراین یادتان باشد اجسام از انچه که در آینه می بینید به شما نزدیکترند.

با این جملات مقاله را به پایان میبرم که هرگز از تقسيم يک فيل بزرگ به دو قسمت، دو فيل کوچک پديد نمی‌آوریم بلکه دو جسد مرده، متعفن، و بدرد نخور روی دست نخواهد ماند مانند خیلی از کارهای که ما برای اشتغال انجام می دهیم اما نتیجه عکس دارد.

یادتان باشد هیچ چیز هیچکس هیچ رفتار گفتار و حتی پنداری آنگونه که به نظر می‌رسد نیست

مازیارمیر مشاور و تحلیلگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *