قانون جذب یا قانون فریب ؟!

قانون جذب یا قانون فریب

قانون جذب یا راهی به سوی….

متاسفانه مانند هر کار دیگری، برخی در کشور با خرافه پردازی و بزرگ نمایی، یک مطلب غیر واقعی و هرگز اثبات نشده را یک قانون علمی جازده و منتشر می کنند. و خود را کاپیتان این کشتی البته به گل نشسته و کاملا غیر علمی معرفی می کنند.دوستان و سروران گرامی؛ ادعاها، داستان پردازی ها و لفاظی برخی عناصر سود جو را در جامعه به خاطر تحریف شدگی و آزمون‌ناپذیری به شدت مردود اعلام نموده، و این مطلب برای برون رفت از این بن بست و شیادی، خدمت شما ارائه می گردد.

قانون جذب یا خرافات

من در دانشگاه شریف قبول شدم؛ فقط بخاطر قانون جذب، و تکیه من تصور کردن این مهم بود که خود را در آن دانشگاه تصور نمودم.متاسفانه افراد زیادی با این داستان سرایی ها و استفاده از اطمينان مردم ساده دل و زود باور، دست به چنین شیادی هایی در سو استفاده از قانون (تئوری های اثبات نشده علمی) می کنند. متاسفانه تمام علمای علم جذب که مانند قارچ در کشور ما در حال رویش هستند، اغلب داستان هستند، داستان های قدیمی و غیر قابل رد یابی و موثق؛ زیرا اشخاص صرفاً تمایل دارند گزارش‌های غیر واقعی بزرگ‌نمایی شده و مثبت را ارائه دهند و نتایج ذهنی و تجربه های شخصی بدون ذکر مقدمه و… .  فقط موفقیت های ماهوی را با آب و تاب فراوان نقل می کنند. آیا این خود یک فریب بزرگ نیست؟ آیا ساختن اپلیکیشن و اخذ مبالغ قابل توجه از سیل افراد ساده دل خود یک فریب بززگ نیست؟ متاسفانه این داستان های مهیج و یا گزارش‌های مشکوک و احتمالاً گزینشی، غیر واقعی و یا بزرگنمایی شده همه برای درآمدزایی برخی افراد در کشور توسعه و بهبود یافته، و بصورت هوشمند برخی افراد زود باور، ساده دل و یا نا امید و… هدف این افراد هستند.شاید بد نباشد برای نمونه، فیزیکدان معروفی به نام علی الوسی که منتقد تئوری‌های غیر علمی جذب است را به شما معرفی کنم. ایشان به شدت معتقد است تأثیرگذاری افکار بر چیزی خارج از ذهن، نامحتمل و غیرقابل اندازه‌گیری،  مخصوصا به این شکل و با این شرایط تئوری جذب اساسا یک دروغ بزرگ است.

 

تصویری از کتاب راز

 

قانون جذب به وسیلهٔ کتاب‌ها و فیلم‌هایی مانند “راز” و کتابی به همین نام در قرن بیست و یکم محبوب شد. این فیلم و کتاب که در سال ۲۰۰۶ منتشر شدند، از مصاحبه با نویسندگان و سخنرانان جنبش اندیشه نو بهره بردند تا قواعد این قانون متافیزیکی را شرح دهند؛ اما براستی این مسئله تا چه حد واقعیت دارد و قابل اتکا هست… چرا این افراد سلبریتی و یا موفق و شاخص در فیلم و کتاب جذب مورد بهره برداری قرار می گیرند؟ ایا این افراد اساسا موفق هستند؟ شاید باید سری بزنیم به سخنان و تحقیقات ماری کارمیکل و بن رادفورد؛ ایشان معتقدند که «نه فیلم و نه کتاب هیچ اساسی در واقعیت نداشته و ندارند.» باید اذعان کرد اگر این داستان جذب صحت داشته باشد و این ماجرا درست باشد که یک جنبهٔ منفی هم دارد و آن این است که : «اگر حادثه‌ای پیش آید یا بیمار شوید، تقصیر خودمان است.» البته بسیاری دیگر، ارجاعاتی که به علم مدرن شده را مورد تردید و یا سؤال قرار داده‌اند که برای مثال، قانون جذب چه ارتباطی با امواج الکتریکی مغز دارد. با توجه به تحقیقاتی که مازیار میر سال‌ها روی قانون جذب انجام داده، اساسا این موارد با این گونه توجیهات مردود است. دکتر ویکتور استنجر و لئون لدرمن به عرفان کوانتومی انتقاد شدیدی داشته و می‌گویند که این ادعاها نمی‌تواند حقیقت و پایه اساس علمی داشته باشد و بیشتر به شبه علم می‌ماند.

قانون جذب و امواج کوانتومی مغز

در پایان به شدت معتقدم این رویه موجود و همه چیز را با داستان سرایی به امواج مغز کوانتوم و یا بسیاری موارد بی پایه و اساس نسبت دادن، جو جامعه را مسموم کردن و با امید واهی همه چیز و همه کس را به جذب وصل کردن یک خیانت بزرگ در حق جوانان و جامعه است. با یک سری دستورالعمل‌های پوچ و توخالی و اتکا به جذب و با عنوان جذب شما هرگز موفق نخواهید شد. موفقیت شما هرگز به جذب بستگی نداشته، چرا که شکست‌های شما نیز هرگز به جذب بستگی نداشته و ندارد…

مازیار میر منتور و مشاور کسب و کار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *