تب خود شیفتگی مزمنNarcissism

تب خود شیفتگی مزمنNarcissism

تبی بنام خودشیفتگی مزمنNarcissism

در ایران از دوران های دور و قدیم تا به امروز دولتها سعی در تصاحب و توسعه جغرافیای نفوذ خود در همه ارکان جامعه داشته اند. برهمین اساس قلمرو فرهنگ و ادبیات و هنر و رسانه متأثر از نفوذ دولت و صاحبان قدرت بوده است و پر واضح است که رسانه ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

ورود رسانه ها و مخصوصاً رسانه های جمعی مدرن از جمله روزنامه و مطبوعات به جامعه ایران در ۱۷۸ سال پیش و در سال ۱۲۵۳ هجری قمری با انتشار روزنامه کاغذ اخبار توسط میرزا صالح شیرازی با دوره سلطنتی ناصرالدین شاه قاجار همراه است با تغییرات شگرف سیاسی و اقتصادی همزمان با رشد این موجود تازه متولد شده است و البته می بینیم که مردم هم به پویایی بیشتری می رسند.

ورود این پدیده نوظهور و فوق العاده قدرتمند همزمان شده است با افول مطبوعات استبدادی در کشورهای غرب و آغاز و پیدایش مطبوعات آزادی گرا و روزنامه های تجاری و خبری اما اولین روزنامه های شکل گرفته در ایران مشی استبدادی داشتند، چرا که صنعت چاپ و مسایل مربوط به آن زمانی به صحنه ایران آمدند که ایران هنوز تحت حاکمیت پادشاهان قاجاریه بود و… آری این سالهای طولانی شاهد تحولات مثبت و منفی بسیاری در ایران هستیم تا به امروز که روزنامه نگار ایرانی، مطبوعات و رسانه ها دوران فراز و فرودی را پشت سرگذاشته و دارای ویژگی ها منحصر بفردی کاملاً متفاوتی شده و با آزادی و آزاد اندیشی و با شجاعت نسبت به سوال از برخی افراد و گروهها و مراکز قدرت قضیه های بزرگی را مطرح نموده و در جهت اهداف انقلاب و مقام معظم رهبری به شفاف سازی پرداخته اند که همان رسالت مطبوعات است اما امروزه تبی فراگیر ما را فرا گرفته به نام تب خود شیفتگی مزمن خودشیفتگی مزمن که داروی هم برای آن نیست این است که افرادی در محلی و با بدست گرفتن هر وسیله ای در مورد یا مواردی به بیان نقطه نظراتی می کنند که در صلاحیت آن نیستند  بله من هم یکی از متغیرهای مهم در کارکرد مثبت و مفید جامعه را، رشد طبیعی و پویا و هماهنگ با ساختارهای بومی و تحولات اجتماعی جامعه ای  که در آن عمل می کند می دانم .

ما در بیشتر لایه های روشنفکرانه خود امروز دچار بیماری خود شیفتگی مزمن هستیم و متأسفانه این بیماری بسیار در حال شیوع است افرادی که هنوز در لایه طفولیت انسانی و اجتماعی و علمی هستند و خود هنوز اندر خم یک کوچه هستند در مورد چیزهایی بحث نموده و گفتگو می کنند و نظر کارشناسی می دهند که پیرامون آن هیچ تخصصی نداشته و عملاً ندارند به اتکای مدارک تحصیلی خود مواردی را بیان می کنند که عملاً در آن ناکام و نا بلد هستند. این افراد معمولاً فاقد تکنیک برخاسته از یک تجربه بومی هستند و مخصوصاً هنوز نفهمیده اند که علم با درک مساوی نیست و شاید نیمچه علمی داشته باشند اما چون اولاً علمشان بومی نیست و دوماً به هیچ وجه سابقه مستند و مستدل و طولانی ندارند پس دانش و تجربه آنها امروز بسیار ضعیف و شکننده و ناکارآمد است.

متأسفانه افرادی که دارای این بیماری هستند به اندک دانش علمی ناکارآمد خود آنقدر اتکاء دارند و آنقدر دانش خود را بزرگ و بسیط متصورند که انگار آسمان شکافته و فقط این افراد زاده و متولد شده اند. برای مثال در رتبه های اول گوگل در مورد مطالب زیادی می توان افرادی را پیدا کرد که خود هرگز کسب و کاری ندارند و هرگز یک سخنرانی درست و حسابی تو عمرشان نداشته اند و امروز خود را مدرس برتر و بلامنازع سخنرانی معرفی می کنند یا سایتهای آموزش مجازی و… اینها هم دچار این بیماری هستند البته به یاد داشته باشید کسی که خود را به خواب زده می توان بیدار کرد اما آنکه خود را به خواب زده هرگز نمی توان بیدار کرد.

یادتان باشد هیچ چیز و هیچکس آنگونه که به نظر می رسد نیست(برگرفته از کتاب زبان بدن ایرانی)

دکتر مازیار میر مشاور و تحلیلگر

Mazyar Mir professional consultant and analyst

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *