برترین وکلای جهان قسمت دوم

این مقاله در ادامه مطلب برترین وکلای جهان قسمت اول می باشد:

برترین وکلای جهان

-برای دفاع از این افراد از اصول اخلاقی هم استفاده می کنید؟

یکی از اصول کاری من این است که برای دفاع از هیچ اصولی استفاده نمی کنم و به همین دلیل تاکنون پیشنهاد کسی را برای وکالت رد نکرده ام.

-حتی اگر آن شخص آدولف هیتلر بود؟

اگر دادگاهی برگزار می شد می توانستم از هیتلر دفاع کنم. اکنون هم می توانم اسامه بن لادن و حتی جرج بوش را به عنوان موکل بپذیرم. در صورتی که جرم آنها اثبات و دادگاهی در آن خصوص تشکیل شود.

-اما مقایسه آنها در یک سطح درست به نظر نمی رسد…

هر جنایتی در نوع خود منحصر به فرد است. شاید تنها همین نکته باعث تفاوت بین آنها باشد که مقایسه را غیرممکن می کند اما بطن جنایات یکی است.

-آخرین موکل شما «کیو سامفان» است، یکی از رهبران سابق خمرهای سرخ کامبوج که گذشته بسیار پرماجرایی دارد. شما گذشته بسیار پرماجرایی دارید. شما ۵۵ سال قبل هنگامی که به عنوان یک دانشجوی کمونیست در پاریس مشغول تحصیل بودید با این فرد ملاقات های فراوانی داشتید و هر دو عضو حزب کمونیست بودید. اکنون قرار است سامفان در یک دادگاه بین المللی در پنوم پن به اتهام مشارکت در نسل کشی محاکمه شود.

هیچ نسل کشی در کامبوج وجود نداشت.

-واقعاً؟ نزدیک به دو میلیون نفر در کمتر از چهار سال تحت حکومت خمر های سرخ جان خود را در کامبوج از دست دادند.
اول اینکه این ارقام بسیار اغراق آمیز است. بله، این درست است که بسیاری از مردم در آن سال ها جان خود را از دست دادند و این موضوع غیرقابل انکار است همان طور که موکل من هم به آن اشاره دارد. شکنجه در زندان های کامبوج هم وجود داشت اما این دلیل نمی شود که این موضوعات را به صورت مشخص به یک نسل کشی عمدی و از پیش برنامه ریزی شده نسبت بدهیم. چون اکثر قربانیان به دلیل قحطی و گرسنگی جان خود را از دست دادند.

-اما خب مسوول مستقیم قحطی در کامبوج و وضعیت دشوار معیشتی مردم همان حکومت خمرهای سرخ بود.

اکنون این موضوع به صورت دقیق مورد بحث نیست. قحطی موجود در کامبوج به علت تحریم های صورت گرفته توسط امریکا در آن دهه ها بود. فراموش نکنید که تاریخ کامبوج از زمان به قدرت رسیدن خمرهای سرخ در سال ۱۹۷۵ شروع نشده است. ماهیت و علل واقعی را باید از آمریکا جست وجو کرد؛ هنگامی که آمریکای تحت هدایت ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر- مشاور امنیت ملی وقت آمریکا- با بمباران های وحشیانه خود شهروندان کامبوج را در ابتدای دهه ۷۰ هدف قرار داده بودند.

-شما می توانید هنری کیسینجر را به عنوان شاهد به دادگاه فرا بخوانید؟

از نظر قانونی این حق را دارم اما بعید می دانم کیسینجر حاضر باشد در این دادگاه شرکت کند. ضمن اینکه احتمالاً دادگاه محاکمه اصلاً برگزار نخواهد شد.

-چطور چنین چیزی ممکن است؟ سازمان ملل و دولت کامبوج تاکنون بیش از ۵۰ میلیون برای تشکیل این دادگاه هزینه کرده اند. ضمن اینکه قرار است به زودی دادگاه محاکمه کانگ کک یو- رئیس سابق زندان مخوف و معروف خمرهای سرخ- نیز برگزار شود.
دادگاه کانگ کک یو شاید به زودی برگزار شود اما در مورد بقیه فکر نمی کنم چنین اتفاقی رخ دهد. چون با تحقیقاتی که انجام داده ام مدارک جمع شده علیه سامفان فاقد اعتبار و حقانیت کامل است.

-آیا این گونه حمایت آشکار از رهبران سابق خمرهای سرخ که در لابه لای جملات تان دیده می شود ناشی از همان آشنایی قدیمی با آنها است؟ اولین ملاقات شما با «پول پوت» – رهبر خمرهای سرخ- و سامفان به اوایل دهه ۵۰ در پاریس بازمی گردد.

در آن زمان من رهبر یکی از اتحادیه های دانشجویی کمونیستی در پاریس بودم و طبیعتاً با بسیاری از دانشجویان خارجی که گرایشات چپ داشتند، آشنا شدم. یکی از این افراد سالوت سار بود که بعدها نام خود را به پول پوت تغییر داد. مرد جوانی که عاشق شعر بود و همچنین خلق و خوی بسیار شوخ و بذله گویی هم داشت.

-شوخ و بذله گو، او یکی از بزرگ ترین جنایتکاران قرن گذشته بود. از منظر تفکرات دیکتاتوری نیز بسیاری او را پس از هیتلر، مائو و استالین بدترین چهره می دانند.

یک چیز کاملاً مشخص است. کیو سامفان بزرگ ترین و بهترین دانشجوی روشنفکر کامبوج بود که با استفاده از بورسیه تحصیلی در فرانسه تحصیل می کرد. پایان نامه هوشمندانه او درباره پیشرفت اقتصاد در کامبوج تحسین بسیاری را برانگیخت. ابایی ندارم از اینکه بگویم از بسیاری جهات و از نظر سیاسی آنها را تأیید می کردم. پول پوت و سامفان هر دو به دنبال مبارزات ضداستعماری در کشور خود بودند.

-ملاقات دوباره با سامفان کی شکل گرفت؟

سال ۲۰۰۴٫ او به من گفت احتمال دارد مجازات هایی علیه اش اعلام شود. من هم به کامبوج رفتم و چهار روز پیاپی در دهکده یی نزدیک مرز تایلند استراتژی دفاع در دادگاه را بررسی کردیم.

-در آن موقع او چگونه به نظر می رسید؟

بسیار ساده. سامفان در زمان حکومت خمرهای سرخ فقط نقش «تکنیکی» در حکومت داشت و هیچ پست رسمی دولتی یا نظامی برای او وجود نداشت. او در سرکوب مخالفان دست بر نداشت. و واقعاً «بی گناه» است.

-شما واقعاً به این «بی گناه» بودن عقیده دارید؟

البته. آنها می خواستند نظام طبقه بندی سیاسی را به شکل جدیدی ارائه دهند. سامفان یک آرمانگرا با ایده های انقلابی بود. اما نکته اینجاست که هیچ وقت کسی روی جنایت های صورت گرفته توسط قدرت های بزرگ تأکید نمی کند. آمریکا هزاران نفر را به عنوان اشاعه دموکراسی به کام مرگ فرستاد. مسوولیت زندان های گوانتانامو و ابوغریب با چه کسی بود؟ فرانسه و سیاست استعماری این کشور در الجزایر را هم نمی توان فراموش کرد.

-در سال ۱۹۹۷ شما از تعداد زیادی از انقلابیون جبهه آزادیبخش ملی الجزایر دفاع کردید که همین موضوع برای اولین بار نام شما را البته به صورت منفی بر سر زبان انداخت. موکلان شما برای مبارزه با استعمار فرانسه روش مسلحانه را انتخاب کرده بودند و شما در همان زمان به نوعی همبستگی فکری و شاید عملی خود با آنها را به طرزی آشکار بیان کرده بودید.
آری من همان موقع به موکلانم گفته بودم من خشم و تلاش شما را درک می کنم و از این تلاش حمایت می کنم. چون در آن زمان FLN (جبهه آزادیبخش ملی) را به عنوان یک نیروی مقاومت تشخیص دادم.

-و در اولین دفاع خود به عنوان یک وکیل جوان وکیل جمیله بوهرد انقلابی الجزایر شدید که به دلیل بمبگذاری نزدیک بود به مرگ متهم شود.
من کاملاً طرف او بودم. او یک میهن پرست واقعی بود که در زندان تحت بدترین و وحشیانه ترین شکنجه ها قرار داشت.

-و با دفاعی که انجام دادید بوهرد از زندان آزاد شد و سپس با او ازدواج کردید. در سال ۱۹۶۳ شما و بوهرد در یک سفر جنجالی به چین رفتید و با مائو ملاقات داشتید. دیدار با «رئیس بزرگ» چگونه شکل گرفت؟
آن زمان در الجزایر روزنامه یی به نام «آفریقای انقلابی» منتشر می کردم که البته با حمایت جبهه آزادیبخش ملی بود. مقامات چینی وقتی از مواضع این روزنامه اطلاع پیدا کردند برخی خبرنگاران و نویسندگان را رسماً به چین دعوت کردند و ما در آنجا بحث های سیاسی بسیار داغی را داشتیم اما ملاقات با مائو و دیدن رفتارهای او مرا شگفت زده کرد. نکات فراوانی بود که از او فرا گرفتم. او از من درباره دلایل ازدواجم با جمیله پرسید و من پاسخ دادم. مائو سرانجام گفت؛ قطعاً ازدواج و زندگی سختی خواهد بود اما عشق نیروی ویرانگری است…

-اما هنوز شما دیدگاه مثبتی به مائو دارید. با اینکه اکنون می دانیم مرگ ۳۰ میلیون انسان بر اثر گرسنگی و وضعیت سخت زندگی نتیجه مستقیم «خیز بلند» چین بود.
عقیده دارم هر انسان نقاط ضعف و قوت فراوانی دارد و من بسیار خوشبخت بودم که با جنبه های مثبت مائو روبه رو شدم.

-شما همچنین چه گوارا را هم از نزدیک ملاقات کردید.
بله در پاریس. از سفر سوئیس بازگشته بود. همسر اول او در یکی از دفترهای مطبوعاتی که در آن حضور داشتم، کار می کرد. چه گوارا شخصیتی بسیار گیرا داشت، و مردی باجاذبه و باورنکردنی.

-قبل از اینکه دفاع از کلاوس باربی رئیس سابق گشتاپو را قبول کنید درباره آن فکر کرده بودید؟

حتی یک لحظه. در جریان دادگاه ۱۹۸۷ باربی در لیون با ۳۹ وکیل و قاضی در طرف مقابل روبه رو بودم و همین یک دلیل و جاذبه برای پذیرفتن این پرونده کافی بود.

-او را چطور توصیف می کنید؟

به طرز شگفت انگیزی معمولی بود، البته این طبیعی بود که نمی توان فاصله بیش از ۴۰ سال بین جنایات صورت گرفته و زمان دادگاه را نادیده گرفت. قطعاً او در این فاصله بسیار عوض شده بود اما مردی که من دیدم یک انسان معمولی بود.

-بسیاری از دفاعیات خود را بدون دریافت پول انجام دادید و همیشه هم به سازمان های حامی کودکان بی سرپرست کمک های نقدی فراوانی کرده اید… این موضوع…

شما نگران نباشید، در کارخانجات زیادی به عنوان مشاور حقوقی حضور دارم و آنها دستمزد خوبی به من پرداخت می کنند. از این بابت مشکلی ندارم.

-همیشه شایعات فراوانی وجود داشته مبنی بر اینکه با دادن مشورت های حقوقی به بسیاری از دیکتاتورهای آفریقا از آنها پول دریافت می کردید. مثلاً یکی از آنها مویس شومبه بود که در جریان قتل پاتریس لومومبا دست داشت و شایعاتی از این دست…

به نظرم حدود افراد باید حفظ شود و مورد احترام واقع شود. این موضوعات اساساً دروغ است…

-اما ژاک ورژس همیشه در معرض این اتهام بوده که با دیدگاه موکلان بدنامش موافق بود.
من به تلاش بسیاری از آنها به دلایل شخصی احترام می گذارم اما این دلیل بر این نیست که دوست داشتم راه آنها را ادامه بدهم یا از آنها حمایت کرده باشم.

-این احساس را چگونه با ادراک خود از قانون تطابق می دهید؟ این احترام با وجدان انسانی سازگار است؟
این احساس کاملاً شخصی است. بسیاری از افرادی که از آنها دفاع کرده‌ام انسان های معمولی بودند که تنها به دلیل همدردی با مردم نقاط مختلف دنیا به یک انقلابی تبدیل شده بودند.

به عنوان یک محقق و مشاور انگیزشی طی سالهای گذشته به این نتیجه رسیدم که برترین وکلای ایران و جهان آنانی که سالها است از بین ما رفته اند و چهره در خاک کشیده اند از انگیزه فوق العاده ایی برخوردار بوده اند تا آن حد که هیچ سدی جلوی رویشان را باور نداشته و روز و شب به بالا بردن انگیزه و توان علمی و عملی خود با تکیه بر مطالعه و افزودن بر علم و مهارتهای ثانویه پافشاری نموده اند و از شما حقوق دانان جوان نیز به عنوان حامیان این میراث ارزنده همین انتظار می رود. همیشه به یاد داشته باشید که :

(( هیچ چیز و هیچ کس  و هیچ رفتار و گفتاری آنگونه که به نظر میرسد نیست. پس بسیار مراقب باشید.

کتاب زبان بدن ایرانی))

دکتر مازیار میر

دکتر مازیار میر مشاور و تحلیلگر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *